حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٣ - ب - ادب طواف
به اصحاب دستور داد سه دور را هَروَلهكنان بروند و چهار دور را راه بروند.
٥٠٣. قرب الإسناد- به نقل از بكر بن محمّد-: بيرون آمدم و در كنار امام صادق عليه السّلام به طواف مشغول بودم، تا آنكه از طوافش فارغ شد. سپس كنار آمد و دو ركعت، نماز خواند، با رُكنِ كعبه و حجر الأسود. شنيدم كه در سجده مىگفت: «چهرهام از روى عبوديت و بردگى براى تو سجود مىكند، و جز تو معبودى نيست، حقّاً و به راستى! پيش از هر چيز، نخستينى و پس از هر چيز، آخرينى. اينك اين منم در دستان تو. (هستىام در قبضه قدرت توست). مرا بيامرز كه جز تو، گناه بزرگ را نمىبخشايد. مرا ببخشاى كه به گناهانم بر خويش، اقرار مىكنم و گناه بزرگ را جز تو، كسى دفع نمىكند».
سپس سرش را بلند كرد. از گريه صورتش چنان بود كه گويا در آب، فرو برده شده است.
٥٠٤. قرب الإسناد- به نقل از سعدان بن مسلم-: امام كاظم عليه السّلام را ديدم كه دست بر حجر الأسود كشيد، سپس طواف كرد. دور هفتم كه تمام شد، به وسط خانه خدا آمد و «مُلتزم» را كه شيعيان براى دعا به آن مىچسبند، رها كرد. دستش را بر كعبه گشود و مقدارى درنگ كرد. سپس كنار حجر الأسود رفت و بر آن دست كشيد و پشت مقام ابراهيم عليه السّلام نماز خواند. دوباره بازگشت و حجر الأسود را لمس كرد.
سپس رفت تا در دور هفتم طواف به مُلتزم رسيد. به وسط خانه خدا آمد و دست خود را گشود، باز حجر الأسود را لمس كرد و پشت مقام ابراهيم عليه السّلام دو ركعت، نماز خواند. سپس حجر الأسود را لمس كرد و به طواف پرداخت، آخر دور هفتم به وسط خانه خدا آمد و باز بر حجر الأسود دست كشيد. سپس دو ركعت نماز، پشت مقام ابراهيم عليه السّلام گزارد. باز نزد حجر الأسود آمد و ميان حجر الأسود و درِ كعبه را دست كشيد. سپس مدّتى مكث كرد، كنار حجر الأسود آمد و هشت ركعت نماز خواند. آخرين ديدارش با كعبه، زير ناودان بود. دست خود را گشود و دعا كرد. سپس مدتى توقّف كرد، آنگاه از در حنّاطان، بيرون رفت.