حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٥ - حديث
[آيات] برائت، به موسم [حج] فرستاد تا آن را بر مردم بخواند. جبرئيل عليه السّلام نازل شد و گفت: از سوى تو، جز على، آن را نرساند. پيامبر خدا على عليه السّلام را فراخواند و به او دستور داد تا بر شتر عَضباء سوار شد و به او دستور داد كه خود را به ابو بكر رسانده، برائت را از او بگيرد و در مكّه بر مردم بخواند. ابو بكر گفت: آيا [پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر من] خشم گرفته است؟ (/ آيا از روى خشم است؟).
فرمود: «نه، جز اينكه بر او نازل شده:" جز مردى از تو، آن را نمىرساند"».
چون [على عليه السّلام] به مكّه آمد (بعد از ظهر روز قربان، روز حجّ اكبر بود)، ايستاد.
سپس گفت: «من، فرستاده پيامبر خدا به سوى شمايم».
پس آيات برائت را بر آنان، خواند: « ( [اين آيات] بيزارىاى است از سوى خدا و پيامبرش نسبت به مشركانى كه با آنان، پيمان بستيد. پس چهار ماه در زمين بگرديد)، بيست روز از ذى حجّه، محرّم، صفر، ربيع اوّل و ده روز از ربيع ثانى. و گفت: نه زن و مرد عريان، حقّ طواف كعبه را دارند، نه مشرك، مگر كسى كه با پيامبر خدا، پيمانى دارد. پس مدّت آن پيمان، تا اين چهار ماه است».
و در خبر محمّد بن مسلم، آمده است: [ابو بكر] گفت: اى على! آيا از وقتى كه از پيامبر جدا شدم، چيزى درباره من، نازل شده است؟
فرمود: «نه، ولى خدا نخواسته است كه پيام از سوى محمّد را، جز مردى از خود او برساند».
پس به موسم رسيد و در عرفه، مشعر، روز قربان كنار جَمَرات و در همه ايّام تشريق، از سوى خدا و پيامبرش، پيام را رساند و ندا مىداد: « (بيزارىاى است از سوى خدا و پيامبرش ...) و عريان، حق ندارد كعبه را طواف كند».
٧٦٢. مسند ابن حنبل- به نقل از زيد بن يثيع، درباره ابو بكر-: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را با [آيههاى] برائت به سوى مردم مكّه فرستاد: اين كه هيچ مشركى پس از اين سال به حج نيايد؛ برهنهاى به دور كعبه نچرخد؛ جز انسان مسلمان به بهشت وارد نمىشود؛ هركسى با پيامبر خدا پيمانى دارد، فقط تا پايان مدّتش مهلت دارد؛ و خداوند و پيامبرش از مشركان بيزارند.