حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٣ - ب - مدينه رفتن
وداع مىكرد. چون خواست از درِ مسجد بيرون رود، به سجده افتاد. سپس برخاست، رو به كعبه كرد و گفت: «خدايا! من برمىگردم، بر اين عقيده كه جز تو معبودى نيست».
٧٣٩. الكافى- به نقل از على بن مهزيار-: امام جواد عليه السّلام را در سال دويست و پانزده[١] ديدم كه پس از بالا آمدن خورشيد، با خانه خدا وداع كرد. خانه خدا را طواف نمود، درحالىكه در هر دور، دست به رُكن يَمانى مىكشيد. در دور هفتم، رُكن يَمانى و حجر الأسود را لمس كرد و دست خود را بر صورت خود كشيد. آنگاه كنار مقام ابراهيم عليه السّلام آمد و پشت آن، دو ركعت نماز خواند. سپس به پشت كعبه، كنار ملتزم رفت، جامه از روى شكم خود، كنار زد و خود را به خانه خدا چسبانيد.
مدّتى طولانى دعاكنان بر همان حالت مانْد. آنگاه، از درِ حنّاطان (گندمفروشان) بيرون رفت.
او را در سال دويست و هفده نيز ديدم كه شب، خانه خدا را وداع مىكرد و در هر دور طواف، دست بر رُكن يمانى و حجر الأسود مىكشيد. در دور هفتم، پشت كعبه، نزديك رُكن يمانى و بالاى سنگ مستطيل، درحالىكه لباس از روى شكم خود كنار زده بود، خود را به خانه خدا چسبانيد، سپس پيش حجر الأسود رفت، آن را بوسيد و بر آن، دست كشيد و به طرف مقام ابراهيم عليه السّلام رفت و پشتِ مقام، نماز خواند. آنگاه رفت و به خانه خدا باز نگشت. توقّف او كنار مُلتزم، به اندازهاى بود كه برخى از شيعيان، هفت دور و برخى هشت دور، طواف كردند.
ب- مدينه رفتن
٧٤٠. الكافى- به نقل از احمد بن ابى عبد اللّه، از پدرش-: از امام باقر عليه السّلام پرسيدم: از مدينه شروع كنم يا مكّه؟
[١]. در پارهاى نسخهها و نسخه تهذيب الأحكام، دويست و پانزده آمده، كه درست، همان است، زيرا سال فوت امام جواد عليه السّلام ٢٢٠ ق، است. لذا تاريخ ٢٢٥ كه در متن حديث آمده بود، اصلاح گشت.