حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠١ - الف - وداع با خانه خدا
گونه كه او، رسالت تو را رساند و در راه تو جهاد كرد و فرمان تو را آشكار ساخت و در راه تو و به خاطر تو، آزار ديد و تو را عبادت كرد، تا آنجا كه به يقين رسيد.
خدايا! مرا رستگار، كامياب و مستجاب برگردان، به بهترين چيزى كه هريك از ميهمانان تو با آن برمىگردد، از آمرزش، بركت، رضوان و تندرستى.
خدايا! اگر مرا ميراندى، پس بيامرزم، و اگر زندهام داشتى، سال آينده هم حج را روزىام كن. خدايا! اين را آخرين زيارت خانهات براى من، قرار مده.
خدايا! من، بنده تو و پسر بنده و كنيز تو هستم. مرا بر مركبِ خود نشاندى و در سرزمين خود، سير دادى، تا آنكه به حرم و خانه امن خود رساندى. در گمان نيك من، اين بود كه گناهانم را مىآمرزى. اگر گناهانم را بخشودهاى، پس از من بيشتر خشنود باش و به خودت نزديكم كن و دور مساز و اگر هنوز نيامرزيدهاى، هماينك ببخشاى، پيش از آنكه خانهام از خانهات دور شود.
اينك، زمان بازگشت من است. اگر اذن بازگشت دهى، بىآنكه به تو و خانهات، بىرغبت شده باشم، يا چيزى را به جاى تو و خانهات، برگزيده باشم.
خدايا! مرا از پيش رو، پشت سر، سمت راست و چپم نگه دار، تا آنكه مرا به خانوادهام برسانى و مرا از هزينه بندگانت و خانوادهام كفايت كن؛ زيرا تو، عهدهدار آنى، از بندگانت و از من".
سپس به زمزم برو و از آن بنوش و بيرون آى و بگو:" باز مىگرديم، توبهكنان و عبادتكنان. باز مىگرديم، درحالىكه خدايمان را ستايشگريم و به سوى پروردگارمان، مشتاقيم و به سوى او بازمىگرديم، إن شاء اللّه!"».
همانا امام صادق عليه السّلام چون با خانه خدا وداع كرد و خواست از مسجد الحرام بيرون آيد، در آستانه در مسجد، مدّت طولانى به سجده افتاد. سپس برخاست و بيرون شد.
٧٣٨. الكافى- به نقل از ابراهيم بن ابى محمود-: امام كاظم عليه السّلام را ديدم كه خانه خدا را