حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٥ - حديث
باشند و به دستور خداوندِ آسمانها، همراه نگهبانان به نگاهبانى تو بپردازند؟».
گفت: نه.
فرمود: «پس نه در عرفات، وقوف كردهاى، نه از جبل الرَّحمه، بالا رفتهاى، و نه نَمِره را شناختهاى، و نه دعا كردهاى، و نه كنار نَمِرات ايستادهاى!».
سپس پرسيد: «آيا بين دو نشانه، مرور كردى و قبل از گذشتن از آنجا، دو ركعت، نماز خواندى؟ به مُزدَلفه رفتى و آنجا سنگريزه جمع كردى؟ بر مَشعَر الحرام گذاشتى؟».
گفت: آرى.
پرسيد: «وقتى دو ركعت نماز خواندى، نيّت كردى كه آن نماز، نمازِ شكر شبِ دهم است، هر مشكلى را برطرف مىسازد و هر آسانى را فراهم مىآورد؟».
گفت: نه.
پرسيد: «وقتى از ميان دو نشانه گذشتى و به چپ و راست، توجّه نكردى، آيا نيّت كردى كه از دين حق، به چپ و راست، روى نگردانى، نه با قلب، نه با زبان، و نه با اعضايت؟».
ت: نه.
پرسيد: «وقتى به مُزدَلفه رفتى و از آنجا سنگريزه جمع كردى، نيّت كردى كه هر معصيت و نادانى را از خويش بزُدايى و هر علم و عمل صالحى را در خود، مَلَكه سازى؟».
گفت: نه.
پرسيد: «وقتى بر مشعر الحرام، گذر كردى، نيّت كردى كه دلت را به بينش اهل پرهيزگارى و خوف از خدا بيارايى؟».
گفت: نه.
فرمود: «پس نه بر دو نشانه گذشتهاى، نه دو ركعت، نماز خواندهاى، نه به مُزدَلفه رفتهاى، نه از آن، سنگريزه برداشتهاى، و نه از مشعر الحرام، عبور كردهاى!».
سپس به او فرمود: «آيا به مِنا رسيدى و سنگريزه، پرتاب كردى و سرت را تراشيدى و قربانىات را سر بُريدى و در مسجد خَيْف، نماز گزاردى و به مكّه برگشته، طواف كوچ را انجام دادى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «وقتى به مِنا رسيدى و رَمْى جَمَرات كردى، آيا نيّت كردى كه به خواستهات رسيدى و خداوند، همه حاجتهايت را برآورده است؟».
گفت: نه.
پرسيد: «وقتى سنگريزه به جَمَرات زدى، نيّت كردى كه دشمنت ابليس را سنگباران كردهاى و با تمامى حج گرانبهايت، او را به خشم آوردهاى؟».
گفت: نه.
پرسيد: «وقتى سرت را تراشيدى، آيا نيّت كردى كه از آلودگىها و از تبعات مردم، پاك شدى و از گناهانت بيرون آمدى، همچون روزى كه مادرت تو را زاد؟
گفت: نه.
پرسيد: «وقتى در مسجد خَيْف، نماز خواندى، نيّت كردى كه جز از خداى متعال و از گناه خويش نترسى و جز به رحمت خدا، اميدوار نباشى؟».
گفت: نه.