حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٣ - حديث
طاعتى، استوار بمانى و از هر نافرمانىاى سر بپيچى؟».
گفت: نه.
پرسيد: «پس وقتى كه آنجا دو ركعت نماز خواندى، نيّت كردى كه ابراهيمگونه، نماز بگزارى و با نمازت، بينىِ شيطان را به خاك بمالى؟».
گفت: نه.
فرمود: «پس نه با حجر الأسود، دست دادهاى، و نه در كنار مقام ابراهيم عليه السّلام ايستادهاى، و نه در آنجا دو ركعت نماز خواندهاى!».
آنگاه پرسيد: آيا بر سرِ چاه زمزم رفتى و از آب آن نوشيدى؟».
گفت: آرى.
پرسيد: «آيا نيّت كردى كه بر طاعت خدا، اشراف يافتهاى و چشم از گناه پوشيدهاى؟».
گفت: نه.
فرمود: «پس نه بر سرِ زمزم رفتهاى، و نه از آبش نوشيدهاى!».
سپس پرسيد: «آيا ميان صفا و مروه، سعى كردى و بين آن دو، گام برداشتى؟».
گفت: آرى.
پرسيد: «آيا نيّت كردى كه ميان بيم و اميد هستى؟».
گفت: نه.
فرمود: «پس نه سعى كردهاى، نه راه رفتهاى، و نه ميان صفا و مروه، رفت و آمد كردهاى!».
سپس پرسيد: «آيا به سوى مِنا رفتى؟».
گفت: آرى.
پرسيد: «آيا نيّت كردى كه مردم را از زبان و قلب و دستت، ايمن سازى؟».
گفت: نه.
فرمود: «پس به مِنا نرفتهاى».
سپس پرسيد: «آيا در عرفات، وقوف كردى و بالاى جَبَل الرَّحمه رفتى و وادىِ نَمِره را شناختى و كنار جَمَرهها، خداى سبحان را خواندى؟».
گفت: آرى.
پرسيد: «آيا با وقوفت در عرفات، آگاهى خداوند را به كار معرفتها و دانشها شناختى و به اين كه خداوند، نامه عمل تو را دريافت مىكند و به آنچه در درون و قلبت مىگذرد، آگاه است، پى بردى؟».
گفت: نه.
پرسيد: «آيا با صعود بر جَبَل الرَّحمه، نيّت كردى كه خداوند، هر زن و مرد باايمانى را مىآمرزد و هر زن و مرد مسلمانى را سرپرستى مىكند؟».
گفت: نه.
پرسيد: «آيا نزد وادى نَمِره، نيّت كردى كه فرمان ندهى تا آنكه خود، فرمان ببرى، و نهى نكنى تا آنكه خود، پرهيز كنى؟».
گفت: نه.
پرسيد: «آنگاه كه كنار نشانه و نَمِرات ايستادى، نيّت كردى كه آنها بر طاعتهاى تو گواه