حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٧ - حديث
كسى كه گناه كبيره انجام داده و بر آن، اصرار ورزد و در دل خود، تصميم بر ترك آن نداشته باشد.
٦٥٣. المحاسن- به نقل از بشير بن زيد-: پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله، به فاطمه عليها السّلام فرمود: «در صحنه ذبح قربانىات حاضر باش. همانا با اوّلين قطره خون آن، خداوند، همه گناهان تو را مىآمرزد و از خطاهايت درمىگذرد». بعضى از مسلمانان پرسيدند: اى پيامبر خدا! آيا اين، مخصوص خاندان توست، يا براى همه مسلمانان است؟
فرمود: «خداوند، به من وعده داده كه هيچيك از عترت [و خاندان] مرا آتش نچشانَد. اين، براى همه مردم است».
٦٥٤. امام صادق عليه السّلام: وقتى قربانى خود را خريدى، آن را رو به قبله كرده، قربانى كن و بگو: «رويم را به سوى آفريدگار آسمانها و زمين نمودهام. پيرو [آيين] حنيفم و از مشركان نيستم. نمازم و عبادتم و زندگىام و مرگم براى پروردگار جهانيان است كه شريكى ندارد. به اين، فرمان يافتهام و از مسلمانانم. خدايا! از تو و براى تو. به نام خدا، أللّه أكبر. خدايا! از من، قبول كن».
آنگاه، كارد بر گلويش بكش و تا جان نداده، سر را از بدنش جدا مكن.
٦٥٥. الكافى- به نقل از ابو خديجه-: امام صادق عليه السّلام را در حالى ديدم كه دست چپ شترِ قربانى خود را براى نحر كردن، بسته و خود، سمت راست آن ايستاده بود و مىگفت: «بسم اللّه و اللّه أكبر. خدايا! اين [قربانى] از تو و براى توست. خدايا! از من، قبول كن».
آنگاه، كارد را زير گلوى شتر فرو بُرد. سپس آن را با دست خود بيرون آورد.
چون شتر بر زمين افتاد، با دست خويش، از محلّ ذبح، سر را قطع كرد.