حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١ - الف - احرام
پس او را روز ترويه بيرون آورد، دستور داد غسل كند و مُحرِم شود ... پس چون روز هشتم ذى حجّه شد، جبرئيل عليه السّلام او را به سوى مِنا بيرون آورد. شب، آنجا ماند. چون صبح شد، او را به سوى عرفات، بيرون آورد. آنگاه كه او را از مكّه بيرون آورده بود، احرام و لبّيكگويى را به او ياد داده بود. روز عرفه، هنگام زوال خورشيد (ظهر)، لبّيك را قطع كرد.
٥٦٨. امام صادق عليه السّلام: آنكه عمره تمتّع انجام داده ... روز ترويه، براى حج، احرام مىبندد.
٥٦٩. امام صادق عليه السّلام: روز ترويه كه رسيد، همان كار [وادى] عقيق را انجام مىدهى. سپس ميان رُكن و مقام، احرام حج مىبندى و پيوسته، مُحرِم مىمانى تا اين كه در مواقف عرفات و مشعر، وقوف كنى و بر جَمَرات، سنگ زنى و قربانى كنى و لباس احرام، از تن بيرون آورى و غسل نمايى و خانه خدا را زيارت كنى كه اگر اينگونه كردى، از احرام، بيرون مىآيى.
٥٧٠. امام صادق عليه السّلام: هرگاه خواستى روز ترويه مُحرِم شوى، همان كارى را بكن كه هنگام احرام كردى. موى شاربت را بچين، ناخن بگير، اگر شرمگاهت مو دارد، بزُداى و نيز موى زير بغل را. غسل كن، جامههاى احرامت را بپوش و به مسجد الحرام برو و پيش از احرام، در آنجا شش ركعت، نماز بخوان و دعا كن و از خداوند، يارى بطلب و بگو: «خدايا! مىخواهم به حج بروم، برايم آسانش كن و هرجا كه از رفتن بازم داشتى، مرا به آن تقديرت كه بر من مقدّر ساختى، از احرام، به در آور».
و بگو: «مو، پوست، گوشت و خونم را از زنان و لباسها و بوهاى خوش، براى تو حرام مىكنم و با اين كار، تنها تو و سراى آخرت را مىخواهم. هرجا كه از رفتن بازم داشتى، مرا به آن تقديرت كه بر من مقدّر داشتى، از احرام، درآور».
سپس از مسجد الحرام، لبّيك بگو، آنگونه كه هنگام احرام مىگفتى و بگو:
«لبّيك، با حجّى كه كمال و رسايى آن، بر توست!».