حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٣ - ٦ استلام نكردن هنگام شلوغى
خدا ايمان آوردم و به جِبت[١] و طاغوت و لات و عُزّا و پرستش شيطان و پرستش هرآنچه جز خدا نظير او خوانده مىشود، كفر ورزيدم».
پس اگر همه اينها را نتوانى بگويى، بخشى از آن را بگو، و بگو: «خدايا! دستم را به سويت گشودهام. رغبت من به آنچه نزد توست، افزون است. پس تسبيحگويى مرا بپذير و مرا بيامرز و بر من، رحمت آور. خدايا! از كفر و فقر و جايگاههاى خوارى در دنيا و آخرت، به تو پناه مىبرم».
٦. استلام نكردن هنگام شلوغى
٥٢٥. پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله- به عمر بن خطّاب-: اى عمر! تو مردى نيرومندى براى رسيدن به حجر الأسود، فشار نياور كه ناتوان را مىآزارى. اگر خلوتى يا فتى، آن را لمس كن، وگرنه رو به آن بِايست و «لا إله إلّا اللّه» و «تكبير (اللّه أكبر)» بگو.
٥٢٦. صحيح مسلم- به نقل از عايشه-: در حجة الوداع، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سوار بر شتر خود، گِرد كعبه طواف كرد و رُكن را لمس كرد، چون خوش نداشت كه مردم را از [اطراف] آن، كنار بزنند.
٥٢٧. صحيح مسلم- به نقل از ابو طُفَيل-: پيامبر خدا را ديدم كه كعبه را طواف مىكرد و با عصايى كه در دستش بود، حجر الأسود را لمس مىكرد و آن عصا را مىبوسيد.
٥٢٨. السنن الكبرى- به نقل از حارث، درباره امام على عليه السّلام-: هرگاه على عليه السّلام بر حجر الأسود مىگذشت و بر [گِرد] آن، ازدحام مىديد، رو به آن كرده، تكبير مىگفت
[١]. جِبت، هر معبودى جز خدا است. لات و عزّا، نام بتهاى مشركان است.