حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - ١/ ٧ پاداش نيت حج داشتن
معاويه چون از حج به سوى شام برمىگشت، چنين شعر مىخواند:
آنگاه كه كوهِ ثافل را در سمت راست، پشت سر گذاريم
از اين پس، تا ساليانى
براى حج و عمره بازنخواهيم گشت، تا زندهايم
خدا هم او را پيش از اجلش، گرفتار مرگ ساخت».
١/ ٧ پاداش نيّت حج داشتن
٣٦٨. امام صادق عليه السّلام: اگر شأن كسى اقتضا كند كه همهساله به حج رود و يك سال نرود، فرشتگان روى زمين، به فرشتگانى كه بر كوهها هستند، مىگويند: « [امسال] صداى فلانى را نشنيديم!».
آنان مىگويند: خوب بگرديد.
مىگردند و او را نمىيابند. آنگاه مىگويند: «خدايا! اگر مانع او از حج، قرض است، قرضش را ادا كن و اگر بيمارى است، شفايش بخش و اگر تنگدستى است، توانگرش ساز و اگر حبس است، نجاتش بده و اگر كارى است، كارش را انجام بده».
مردم براى خود دعا مىكنند؛ ولى آن فرشتگان براى جاماندگان از حج، دعا مىكنند.
٣٦٩. الكافى- به نقل از زياد قندى-: به امام كاظم عليه السّلام گفتم: من گاهى در مسجد الحرام مىنشينم و به مردم مىنگرم كه مشغول طوافاند و اندوهگين مىشوم [كه خودم، توفيق طواف ندارم].
فرمود: «اى زياد! عيبى ندارد. مؤمن، هرگاه از خانهاش به نيّت حج بيرون آيد، همواره در حال طواف و سعى محسوب مىشود، تا آنكه بازگردد».