حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣ - ٣/ ٦ كعبه در جاهليت
به زيارت آمدند؛ ولى به چيزى نگريستند كه مايه اعجابشان بود. گفتند: سزاوار است هديهاى براى آنكه چنين كرده، داده شود. و قربانى و هديه، از آنجا رسم شد. هر تيرهاى از عرب، چيزى با خود مىآورد، برگى و چيزهاى ديگرى، تا آن كه اشياى زيادى گرد آمد. آن وصله را كندند و پوشش كعبه را كامل نمودند و بر آن، دو در گذاشتند. كعبه آنگاه سقف نداشت. اسماعيل در آن، ستونهايى از چوب، مثل آنچه مىبينيد، قرار داد و آن را با شاخ و برگ پوشاند و گِلاندود كرد.
سال بعد كه عربها آمدند و بناى كعبه را ديدند، گفتند: براى آنكه چنين كرده، بايد هديه بيشترى داد. سال بعد، قربانى براى او آمد. اسماعيل نمىدانست آن را چه كند. خداى عزّ و جلّ به او وحى كرد كه:" قربانى را ذبح كن و حاجيان را، طعام بده" ...».
٣/ ٦ كعبه در جاهليت
١٦٨. پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله: پس از كِلاب بن مُرّه، اوّلين كسى كه كعبه را بازسازى كرد، قُصَى بود.
١٦٩. پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله- به عايشه-: اى عايشه! اگر نبود اين كه قوم تو، تازه از جاهليت رستهاند، دستور مىدادم كعبه را خراب كنند و آنچه را كه از كعبه بيرون افتاده، جزء آن مىكردم و كف آن را با زمين، برابر مىساختم و براى آن دو در، در شرقى و غربى، قرار مىدادم و به پايه ابراهيم مىرساندم.