حج و عمره در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢ - درآمد
و از نزديك شدن و فرو رفتن در احكام و سياستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف اين دريا، گوهرهاى هدايت و رشد و حكمت و آزادگى را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد، سيراب خواهند گشت.
ولى چه بايد كرد و اين غم بزرگ را به كجا بايد برد كه حج، بهسان قرآن، مهجور گرديده است و به همان اندازه كه آن كتاب زندگى و كمال و جمال، در حجابهاى خودساخته ما پنهان شده است و اين گنجينه اسرار آفرينش، در دل خرمنها خاك كجفكرىهاى ما دفن شده و اين زبان انس و هدايت و زندگى و فلسفه زندگىساز او، به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزّل كرده است، حج نيز به همان سرنوشت گرفتار گشته است؛ سرنوشتى كه ميليونها مسلمان، هر سال به مكّه مىروند و پا جاى پاى «پيامبر» و «ابراهيم» و «اسماعيل» و «هاجر» مىگذارند؛ ولى هيچكس نيست كه از خود بپرسد: ابراهيم و محمّد عليهما السّلام كه بودند و چه كردند؟ هدفشان چه بود؟ از ما چه خواستند؟
خلاصه، همه مسلمانان بايد در تجديد حيات حج و قرآن كريم و باز گرداندن اين دو به صحنههاى زندگىشان كوشش كنند ...[١]
تأمّل در احاديث اهل بيت عليهم السّلام، نشان مىدهد كه تهى ساختن حج از جنبههاى سياسى و اجتماعى، توطئه خطرناكى است كه سابقه ممتدى در تاريخ اسلام دارد و اهل بيت پيامبر خدا، با همه توان كوشيدهاند تا مردم را از اين توطئه آگاه كنند، تا آنجا كه حجّ فاقد جنبه سياسى و اجتماعى را حجّ جاهليت ناميدهاند.
[١]. از پيام امام خمينى به زائران بيت اللّه الحرام در تاريخ ٢٩/ ٤/ ١٣٦٧ ش.