منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨٢
كتابتِ حديث براي پاسداري از حافظه است ، تأكيد میورزند؟!
قوه حافظه به چه كار آيد آن گاه كه صحابي حافظ بميرد؟! آيا فرشتگان در حفظ از انسان كاملتر و توانمندتر نيستند؟ چرا خداي بزرگ آنان را وامیدارد كه بنويسند و میفرمايد : کِرَامًا کاتِبينَ ؛[١١٢] نويسندگاني بس ارجمند .
اشكال
بسا گويند : قوه حافظه ، ملكهای است كه با تمرين و پرورش ، قوي و تيز میشود . از اين روست كه میبينيم كه شنوايي كور بسيار قويتر از شنوايي بيناست ؛ زيرا به جاي چشم از آن كمك میگيرد ؛ و نيز تاجر بي سواد داراي حافظه قوي تري نسبت به تاجر باسواد است ؛ چرا كه اولي ـ بر خلاف دومي ـ بيشتر بر حافظهاش تكيه میكند و آن را به كار میگيرد .
پاسخ
اگر اين نوع رويكرد درباره ماجراي حافظه صحابه درست باشد و اينكه عرب داراي حافظه قوي بودند (به ويژه صحابه ، كساني كه خدا آنان را براي پاسداري از شريعت و صيانت از آن وپذيرش مسئوليت و تبليغ آن برای آيندگان ، آماده ساخت) چگونه میتوان توضيح داد آنچه را كه خطيب ـ در روايت مالك ـ و بيهقي در شعب الإيمان و قُرطبي در تفسيرش به اسناد صحيح از عبدالله بن عُمَر آورده است كه گفت : «تَعَلَّم عُمر سورةَ البقرة في اثنتي عَشَرَة سنة ، فلمّا خَتَمها نَحَرَ جَزوراً» ؛[١١٣] عُمَر سوره بقره را در دوازده سال آموخت ، چون به پايان برد ، شتري را قرباني كرد .
[١١٢]. سوره انفطار (٨٢) آیه ١١.
[١١٣]. شرح نهج البلاغه ١٢: ٦٦؛ الدرّ المنثور ١: ٥٤؛ سيرة عمر (ابن جوزي): ١٦٥؛ تفسير قرطبي ١: ٤٠ (در اين مأخذ آمده است: في بضع عشرة سنة)؛ تاريخ الإسلام (ذهبي) عهد الخلفاء الراشدين: ٢٦٧.