منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٢٨
جمع ميان حج و عمره
احمد در مسندش از عبدالله بن زُبَير آورده است كه گفت :
به خدا سوگند ، ما در «جُحْفَه» با عثمان همراه بوديم ، گروهي شامي (كه در ميانشان حبيب بن مسلمه فَهْري بود) با او بودند .
عثمان درباره تمتّع به «عُمره» براي حج ، چنين گفت :
وجه تمامتر [و بهتر] براي حج و عُمْرَه اين است كه هر دو ـ با هم ـ در ماههای حج نباشند ؛ اگر اين عُمره را به تأخير اندازيد تا كعبه را دو بار زيارت كنيد اَفضل میباشد ، خداي متعال در خير ، وسعت داده است .
این سخن عثمان به علي بن ابي طالب (که در بيابان براي شترش علف میچيد) رسيد ، پيش آمد و در برابر عثمان ايستاد و گفت : برای سنت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و گشايشی که خداوند ـ در جمع ميان حج و عمره ـ برای بندگانش در کتاب خود مقرر فرمود ، نقشه میريزی؟!
مردم را در تنگنا میافكني و از سنّت باز میداري ؛ سنّتي كه براي حاجتمند است و براي كسي كه خانهاش دور میباشد؟!
آن گاه علی علیهالسلام به حج و عمره ـ با هم ـ ندا داد .
عثمان رو به مردم كرد و گفت : آيا من از آن نهي كردم؟! من از آن باز نداشتم ، تنها به رأي خود اشاره كردم ؛ هركه خواهد برگيرد ، و هركه خواست وانهد .[٨٣٩]
در مُوَطّأ مالك ، به نقل از جعفر بن محمّد ، از پدرش آمده است كه فرمود :
مقداد بن اسود بر علي بن ابي طالب در «سُقيا» (آباديای در راه مكّه
[٨٣٩]. مسند احمد ١: ٩٢، حديث ٧٠٧؛ الاحكام (ابن حزم) ٦: ٢١٩.