منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٥٢
اين شيوه پيشينيانتان هلاك شدند؟!
أَيُتَلَعَّب بكتاب الله وأنا بينَ أَظْهُرِكم؟![٢٧٦] آيا در حالي كه من هنوز در ميانتانم كتاب خدا بازيچه میشود ؟!
أبهذا أُمِرْتُم أو بهذا بُعِثْتُم أن تَضْرِبوا كتابَ الله بعضَه ببعض؟! إنّما ضَلَّتِ الأُمَم قبلَكم في مثل هذا! إنّكم لَسْتُم ممّا ههنا في شيء! أُنظروا الذي أُمِرتم به فاعملوا به ، والذي نُهيْتُم عنه فَانْتَهوا ؛[٢٧٧] آيا به اين امر شديد (يا بر اين كار وادار گشته ايد) كه بعضي از آيات کتاب خدا را با دستاويز آيات ديگر ، ناديده بگيريد؟! امّتهای پيش از شما در نظير اين كار گمراه شدند! شما را چه به اين! بنگريد به چه امر شديد تا به آن عمل كنيد ، و از چه چيز نهي شديد تا به آن دست نيازيد .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم احاديث زيادي را براي زدودن اين فهم و جاي گزيني بينش ديگري نسبت به پيامبر و مقام عصمتش ، پي افكند ؛ چراكه جامعه آن روزگار به پيامبر واقع بينانه نمینگريستند ، بلكه او را شخص عادي میشمردند كه خطا و صواب میكند و دچار سهو و نسيان میشود . . .
به همين جهت در وقايع زيادي به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اعتراض میكردند ؛ مانند اعتراض بر آن حضرت هنگام نماز بر عبدالله اُبي منافق ، و ماجراي صلح حُدَيبيّه و . . . كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم برايشان حقيقت درستِ نازل گشته از جانب خداوند متعال را تبيين میفرمود .
وارسي کامل اين حالت ، اين حقيقتِ تلخ را آشكار میسازد كه كسانِ بسياري از اينان از شيوهشان دست برنداشتند و روشن گريهای پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را برنتافتند ، بلكه كوشيدند پس از پيامبر ، نگرش خود را استوار سازند و سفارشهای شارع مقدّس را از ياد بردند يا وانمود کردند که آن را فراموش نمودهاند .
[٢٧٦]. سنن نسائي ٦: ١٤٢، حديث ٣٤٠١ (ابن حجر در «فتح الباري ٩: ٣٦٢» آورده است كه راويان اين احاديث ثقهاند)؛ المبدع ٧: ٢٦٢.
[٢٧٧]. مسند احمد ٢: ١٩٥، حديث ٦٨٤٥؛ السُنّه (ابن ابي عاصم) ١: ١٧٧، حديث ٤٠٦؛ اعتقاد أهل السنّه ٤: ٦٢٧، حديث ١١١٩؛ المعجم الأوسط ٢: ٧٩، حديث ١٣٠٨.