منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١١٢
درداء و كعب اَحبار در نقل داستانهای امّتهای پيشين كه با عقايد اسلامي مرتبط بود (و يا ديگر داستان ها) تسامح داشتند .
و نيز استشهاد ابن مسعود به اين آيه كه : نَحنُ نَقُصُّ عَلَيکَ أحسَنَ القَصَص [١٨٥] چرا كه محققان ، داستانها و اندرزها را يكي از اسباب دوازده گانه يا شانزده گانهای دانستهاند كه كساني را به ساخت حديث واداشت.[١٨٦]
ج) امور ديگري در ميان بود [كه ما از آن بي خبريم] .
احتمال میرود كه ابن مسعود به چنین قصههايي درباره اهل بيت آگاه شد كه آنها را نمیپسندید ، از اين رو آنها را با آب پاك كرد .
پس منحصر ساختن تعليل به احتمال اول و آن را علت اساسي شمردن ، مسامحهای آشکار است .
شايان توجه است كه كساني در استقلال رأي ابن مسعود ـ مانند بعضياز صحابه ـ خدشه كردهاند ، ليكن اين كار نبايد بعيد به نظر آيد ؛ زيرا وي مرجع مردمان بود و آنچه را فتوا میداد امكان داشت مستند به خبر صحيحي باشد كه نزد او هست يا با اِعمال نظر و استنباط فتوا دهد .
اين شیوه را نزد بعضي از تابعان يا پيروانِ تابعان نيز میيابيم ؛ مانند فتواهاي ابو حنيفه ، سُفيان ثَوري ، حسن بَصري و ديگران .
موضع گيريهاي اينان و استقلال رأيشان به معناي همگامي با دولت نيست ، آنچه را ابراز داشتند گاه موافق نظر سلطان بود و گاه با اصولي كه نزد آنها وجود داشت همانند بود .
بنابراين ، گرايشهای اينان انفعالي يا براي دوستي [و همدستي] با سلاطين نبود . ما در كتاب وضوء النبي به شرح و بسط اين سخن پرداخته ايم .
آري ، اينان چون مقداد و عمّار و ابوذر و حُذَيْفَه ـ از صحابه يا تابعان ـ كه به
[١٨٥]. سوره يوسف (١٢) آیه ٣.
[١٨٦]. بنگرید به، السنّة قبل التدوين: ٢١٠؛ الحديث والمحدّثون: ٢٦٥.