منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٥
خرما و استخوان شانه و پشت و قطعههای پوست بنويسند .
اگر انگيزههاي روحی و روانی برای تدوين حديث ، پرشور میشد و قوت مییافت و به پايه انگيزههای كتابت قرآن میرسيد ، وسايل آن را فراهم میساختند و هر راهي را كه لازم بود میپيمودند ، ليكن آنان از پيش خود و با رهنمود پيامبر ، در گردآوري حديث شیوهای را در پيش گرفتند كه اختلاف زيادي با روش آنها در جمع قرآن داشت .[١٠٣]
سيّد محمّد رضا جلالي بر نظر ابن حَجَر اين گونه حاشيه میزند :
از مُحدِّث ، رجالي و مورّخي چون ابن حَجَر عَسْقَلاني ، جاي بسي شگفتي است كه چگونه اين حقيقت روشن بر او پوشيده میماند و ميگويد : «لِأَنَّهُم كانوا لا يَعْرِفُونَ الكِتابة» (زيرا آنان كتابت نمیدانستند) وچنان كه از سخن او برداشت میشود ، يعني همه صحابه چنين بودند .
شايد سُيُوطي اين لغزش ابن حجر را دريافت كه عبارتش را اصلاح میكند و میگويد : «إِنَّ أَكْثَرهُم كانوا لا يُحْسِنُون الكِتابة» ؛ بيشتر آنان نمیتوانستند خوب بنويسند .[١٠٤]
به اين ترتيب ، روشن شد اینکه ـ به طور مطلق ـ بگوییم : «صحابه ، نوشتن نمیدانستند» سخنی ، نا استوار است ؛ زيرا كسي كه نوشتن را خوب نداند ، به او نمیتوان گفت : «ننويس!» . نهي از تدوين حديث (البته این نهی ، پنداری بیش نیست) خود به خود ، گويای وجود افرادی صلاحيتدار ـ از ميان آنان ـ برای نگارش است يا بيانگر تحقق رخداد کتابت است وگرنه ، نهي بيهوده میگردد (به ويژه وقتي كه نهي شديد باشد) .
[١٠٣]. علوم الحديث ومصطلحه: ٦.
[١٠٤]. تدوين السنّة الشريفة: ٣٩٢ ـ ٣٩٣؛ قول سيوطي در «تدريب الراوي ١: ٨٨» آمده است.