منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٩٣
محور دوّم
خليفه مسلمانان بايد از دو قدرت (و توانمندي) برخوردار میبود :
١ - قدرت سياسي و كارداني در اداره جامعه در زمان جنگ و صلح و خبرگي در پاسداري از مرزهاي سرزمينهای اسلامي و مبارزه با دشمنان دين تا آنجا كه به فراخوانِ اسلام و احكامِ آن تن در دهند ، و لياقت مندي در ديگر امور دولتي ؛ مانند جمع آوري «فَيء» (اموال عمومي) و «صدقات» (زكاتِ اموال) و تعيين درآمدها و هزينه ها ، و رسيدگي به نيازمندان و ديگر چيزها كه لازمه اداره جامعه و از شئون دولت است .
٢ - قدرت علمي و مرجعيّت براي فتوا بر اساس قرآن و سنّت ، چراكه مردم در عهد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم احكام دين را از آن حضرت میپرسيدند و در امور تازهای كه پديد میآمد به حضرتش رجوع میكردند .
پس از رحلت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم مردم نزد خليفه میرفتند تا احكام شرعي و امور جديدي را كه برايشان رخ میدهد ، دريابند و بر شرح و بسط اَحكام آگاه شوند (زيرا بسياري از آنها ساكن مكه و مدينه نبودند) و نيز تابعان ـ كه پيامبر را نديده بودند ـ میخواستند معالم دين را از صحابه دريافت كنند .
همه اینها ، در درجه نخست ، اخذ احكام از خليفه را میطلبيد ، كسي كه شخص دوم پس از پيامبر است (با لحاظ فرق بارز ميان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و خليفه) .
توده مردم رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را قانونگذار احكام میدانستند ، كسي كه وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوی [٣٨٥] از روي هوا حرف نمیزند ، از اين رو حكمش نافذ است و
[٣٨٥]. سوره نجم (٥٣) آیه ٣.