منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٥٧
حقيقت اين است كه ديدگاه ابوبكر ـ در حضور پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ برخاسته از اجتهاد و مصلحت نگري خودش بود . كشتن آن مرد را نپسنديد ؛ چراكه نماز و خشوع او را ديد! و در برابر فرمان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم خاضع و متعبِّد نگرديد .
و چنين است عُمَر ، او مصلحتي را كه خود تشخيص داد ، در نظر آورد و با وجود تأكيد پيامبر بر قتلِ آن مرد و شنيدنِ توجيه ابوبكر ، كشتن او را نپسنديد .
اكنون اين سؤال به ذهن میآيد كه چرا عمر از اجراي امر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم سر باز زد؟
آيا رواست كه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به قتل مرد زاهدي فرمان دهد با اينکه توجيه ابوبکر را شنيد و عامل رويگردانیاش از اجرای فرمان پيامبر را متوجه شد .
آيا سزاست که پيامبر خدا ٠ دستور به قتل نمازگزاری فروتن دهد در شرايطی که او مستحق قتل نباشد؟
چگونه تصوّر خطا درباره پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ممكن است در حالي كه مسئله جان (مرگ و زندگي) مطرح است؟
اگر قتل اين شخص جايز يا واجب بود ، چرا ابوبكر و عُمَر در اين كار سستي ورزيدند؟
مگر نمیدانستند كه خداي سبحان میفرمايد :
وَمَا ءاتآکُمُ الرَّسولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهاکُم عَنهُ فَانتَهُوا ؛[٢٨٤]
آنچه را پيامبر آورد برگيريد و از آنچه نهي كرد باز ايستيد .
إنّهُ لَقَولُ رَسولٍ کَريمٍ* ذِی قُوَّةٍ عِندَ ذِي العَرشِ مکينٍ * مُطاعٍ ثَمَّ أمينٍ* وَمَا صاحبکُمُ بِمجنون ؛[٢٨٥]
[٢٨٤]. سوره حشر (٥٩) آیه ٧.
[٢٨٥]. سوره تكوير (٨١) آیه ١٩ ـ ٢٢.