منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨١
پيامبر از منبر پايين آمد .[٣٥٣]
در خبر ديگر ، از عبدالله بن ثابت نقل شده است كه :
عُمر آمد و گفت : اي رسول خدا ، به برادرِ يهوديام گذشتم ، سخنانی پربار از تورات را برايم نوشت ، نمیخواهيد آن را بر شما عرضه كنم؟
رنگ چهره پيامبر دگرگون شد!
عبدالله [بن ثابت] میگويد ، به عمر گفتم : خدا عقلت را دگرگون سازد! رنگ چهره پيامبر را نمیبيني؟!
عمر گفت : راضي شدم «الله» پرورگارم باشد و «اسلام» دينم و «محمّد» پيامبرم .[٣٥٤]
ثابت است كه عُمَر با يهود آمد و رفت داشت و از روي كتابهایشان مینوشت و میخواند و اَخبار آنان را دوست داشت .
براي اينكه رد كند يا دروغين بودن آنها را بنماياند ، نمیخواند ، بلكه از آن اَخبار خوشش میآمد و میخواست دانايي كسب كند!
به همين جهت ، رسول خدا ٠ به شدّت غضبناك شد ؛ چراكه آن حضرت مسلمانان را از يهود برحَذَر میداشت و قرآن كريم بارها از خُدعه و مكر آنان سخن گفته است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصاری أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلُّهمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛[٣٥٥]
اي كساني كه ايمان آورديد ، يهود و نصارا را دوستِ خود نگيريد
[٣٥٣]. تقييد العلم: ٥٢.
[٣٥٤]. مصنّف عبدالرزّاق ٦: ١١٣، حديث ١٠١٦٤ (و جلد ١٠: ٣١٣، حديث ١٩٢١٣)؛ مجمع الزوائد ١: ١٧٤؛ در اين مأخذ آمده است كه عمر گفت: جوامعي از تورات را از يكي از برادران بني زريقِ خود، گرفتم
[٣٥٥]. سوره مائده (٥) آیه ٥١.