منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٣
شافعي[٦٧] و حازمي[٦٨] تفسير كردهاند) سزاوارترين كسي كه تخت برايش آماده میشود حاكم و خليفهای است كه بر مردم حكومت میكند و به امورشان فرمان میراند .
و چنانچه فعل «يُوشك» را ملاحظه كنيم كه در كلام پيامبر آمده است و از الفاظي است كه براي نزديكي تحقّق عمل به كار میرود (چون از اَفعالِ مقاربه میباشد) و در اين باره ميانِ خلفا بگرديم ، از خليفه اول نزديك عهدتر به زمان پيامبر نمیيابيم ؛ او پس از پيامبر بر اريكه حكومت نشست ، و بازيگر نقش اول همين حديث شد ، درست همان گونه که پيامبر به آن خبر داد .
ذَهَبي روايت میكند كه : صدّيق ـ ابوبكر ـ بعد از وفات پيامبر مردم را گرد آورد و گفت : شما از پيامبر احاديثي را باز میگوييد كه در آن اختلاف داريد ، مردمان بعد از شما اختلافشان شديدتر خواهد شد ، پس چيزي را از رسول خدا حديث مكنيد! هركه از شما چيزي پرسيد ، بگوييد : ميان ما و شما كتاب خداست ، حلالش را حلال بدانيد و حرامش را حرام .[٦٩]
هنگامي كه اين سخن را دريابيم برايمان روشن میشود كه ابوبكر ابا نداشت كه وي همان شخصي باشد كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به آمدنش خبر داد كه بر اريكهاش تكيه میزند و به مقابله با حديث میپردازد با اين سخن كه : «ميان ما و شما كتاب خدا هست . . .» .
پس اين امر ، از بزرگ ترين دلايل نبوّت و روشن ترين نشانههای
[٦٧]. الرسالة (شافعي): ٩١؛ مناقب الشافعي (بيهقي) ١: ٣٣٠.
[٦٨]. الاعتبار: ٧.
[٦٩]. تذكرة الحفّاظ ١: ٢ ـ ٣.