منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٩٢
ابوبكر ، احمد بن عبدالعزيز جوهري در كتاب السقيفه از بَراء بن عازب نقل میكند كه وي ـ بعد از وفات پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ در ميانِ جمعيّتي بود كه مقداد و عُبادة بن صامت و سلمان و ابوذر و حذيفه و ابوالهَيْثَم بن تيّهان حضور داشتند ، حذيفه برايشان گفت :
والله ، آنچه را خبر دادم خواهد شد! والله ، دروغ نمیگويم و به من دروغ خبر داده نشده است!
اين سخن را هنگامي گفت كه میخواستند خلافت را ميانِ شوراي مهاجران بازگردانند .
سپس گفت : اُبَي بن كعب را بياوريد! آنچه را میدانم ، او میداند .
سوي اُبي روانه شدند ، در خانهاش را كوفتند ، پشت در آمد و گفت : كيستيد؟
مقداد با او سخن گفت .
اُبي پرسيد : چه كار داريد؟
مقداد گفت : در را باز كن! امر بزرگتر از اين است كه از پشتِ در سخن گوييم!
اُبَي گفت : در را باز نمیكنم! میدانم پَي چه آمديد! میخواهيد درباره اين عقد [پيمان خلافت] نظرم را بدانيد؟
گفتيم : آري .
پرسيد : آيا در ميانتان حُذَيفه هست؟
گفتيم : آري .
گفت : سخن همان است كه او گويد! به خدا در خانهام را باز نمیكنم تا بر من آنچه جاري [و مُقدر[ است ، جريان یابد ؛ و البته پس از آن ]یعنی پس از خلافت ابوبكر] بدتر از آن است ، و شكوهام