منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٢٢
میكرد و بدان اهتمام میورزيد ، تا آنجا كه به جهتِ اين اهتمام زياد ، بيم از دست دادنِ عقلش میرفت .[٨٣٠]
درباره ابن عمر در كتاب وضوء النبي سخن گفتيم و بيان داشتيم كه او نَمُرد مگر اينكه با اكثريت و رويکرد عمومی خلافت همسو گرديد و بر رأيي كه در عهد پدرش پي ريزي شد ، گردن نهاد .
عبدالله بر مسح دو پا قائل بود و با مسح بر روی کفش مخالفت میورزيد ، ليكن نمرد مگر پس از آنكه با عموم مردم در شستن پاها ، موافقت كرد .
فخر رازي از عطا نقل میكند كه گفت :
ابن عُمَر در مسح بر کفش با مردم مخالفت میورزيد ، ليكن از دنيا نرفت مگر اينكه با آنان همسو شد .[٨٣١]
بعضي از مُوَرِّخان بر اين باورند كه ابن عمر قبل از پدرش اسلام آورد . از ابن شهاب نقل شده كه :
حَفْصَه و ابن عُمَر ، پيش از عُمَر مسلمان شدند .[٨٣٢]
اين متن (و اَمثال آن) گاه به ذهن میآورد كه گوينده میخواهد ترجيح رأي عبدالله را بر رأي پدرش بنماياند ، به اعتبار ترجيح رأي كسي كه در اسلام آوردن پيش گامتر است ؛ چراكه وي باتقواتر میباشد و به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از ديگران نزديكتر است .
بنابراين ، روشن شد كه بسياري از اجتهاداتِ عُمَر بر خلاف سنّت پيامبر میباشد و اندكي از آنها با سنّتِ آن حضرت همسوست ، به عكس امام علی علیهالسلام كه همه سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نزدش وجود داشت و با اين ويژگي از ديگر صحابه ممتاز بود .
عُمَر و
[٨٣٠]. طبقات ابن سعد ٤: ١٤٤؛ مستدرك حاکم ٣: ٢٤٧، حديث ٦٣٧٦؛ حلية الأولياء ١: ٣١٠؛ سير أعلام النبلاء ٣: ٢١٣.
[٨٣١]. التفسير الكبير ١١: ١٦٤.
[٨٣٢]. سير أعلام النبلاء ٣: ٢٠٩؛ البداية والنهاية ٤: ١٧٣ ـ ١٧٤.