منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٠
میفرمايد : إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً ؛[٦٦٨] ظنّ از حق چيزي را بسنده نمیكند .
پيداست كه اصرار بر اجتهاد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم رويكردي است براي تصحيح اجتهادات صحابه و مشروعيّت بخشيدن به آنها ؛ به ويژه فتاواي ابوبكر و عمر .
هركس تاريخ و حديث را (بي پيش باورها و ذهنيّتهای شكل يافته) بخواند ، بر آنچه گفتيم آگاه میشود .
اگر در استدلالِ عالمانِ اصولِ پيروانِ مکتب رأي ، درباره اجتهاد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نيك بينديشیم و دلايل آنها را بکاویم ، درمييابیم كه راز اين كار ، اشاره به خطاهايي است كه بعضي ـ در مقام تشريع ـ به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نسبت داده اند! اينان خواستهاند از كانالِ اجتهاد و رأي ، اين مشكل را حل كنند .
وانگهي اگر اقوال و افعال پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از اجتهاداتِ آن حضرت باشد ، چرا میگويند پيامبر ـ در ماجراي نماز بر منافق ـ از اوامر خدا تخلّف كرد و (هنگامي كه عبدالله بن مكتوم نابينا نزدش آمد) ضوابط انساني را پاس نداشت و ديگر چيزها كه به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نسبت دادهاند .
حتّي زمخشري جرأت مییابد كه در تفسير عَفَا اللهُ عَنْكَ [٦٦٩] (خدا از تو درگذرد) بگويد كه اين سخن كنايه از جنايت است ؛ زيرا «عفو» در پي «جنايت» میآيد و معنايش اين است كه : خطا كردي و بد كاري را مرتكب شدي ![٦٧٠]
بنگريد که زمخشري چگونه بر ساحتِ مقدّس پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم دست درازي میكند!
پيروان مكتب اجتهاد ـ آنان كه از تدوين حديث منع میكنند ـ مانند اين سخن را
[٦٦٨]. سوره يونس (١٠) آیه ٣٦؛ سوره نجم (٥٣) آیه ٢٨.
[٦٦٩]. سوره توبه (٩) آیه ٤٣.
[٦٧٠]. تفسير كشّاف ٢: ١٥٣.