منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨٨
تميم گفت : من آن را با كسي گزاردم كه بهتر از تو بود! رسول خدا ٠ -
عُمَر گفت : روي سخنم با شما نيست! میترسم پس از من گروهي بيايند كه ميان عصر و مغرب نماز گزارند تا آنجا كه به ساعتي كه پيامبر از نماز در آن نهي كرد [هنگام غروب] درآيند ؛ چنان كه ظهر و عصر را به هم وصل كردند .[٥٨٤]
از ابو ايّوب انصاري روايت شده كه :
وي پيش از خلافت عُمَر ، بعد از عصر ، دو ركعت نماز میگزارد ؛ و چون عُمَر خليفه شد آن را ترك كرد ، و آن گاه كه عمر درگذشت ، دوباره آن نماز را به جا آورد!
به او گفتند : اين چه رَويهای است؟
گفت : عمر هركس آن دو ركعت را میخواند ، میزد .[٥٨٥]
در سنن بيهقي به نقل از زيد بن ثابت هست كه گفت :
هنگامي كه ابوبكر اهل يَمامه را كشت ، به من دستور داد كه زندگان از مردگان ارث برند ، و بعضي از اموات از بعضِ ديگر ارث نبرند .[٥٨٦]
در حديث ديگر آمده است كه گفت :
در شبهای طاعوني ، در قبيله عَمْواس (كه قبيله ـ همه ـ مُردند و قوم ديگري اموالشان را ارث بردند) عُمَر به من دستور داد كه زندگاني را از مردهها ارث دهم ، و بعضي از مردهها را وارثِ بعض
[٥٨٤]. المعجم الأوسط ٨: ٢٩٦، حديث ٨٦٨٤؛ مجمع الزوائد ٢: ٢٢٢ و ٢٢٣.
[٥٨٥]. سنن بيهقي ٦: ٢٢٢، حديث ١٢٠٣٠ (و به نقل از آن در كنز العمّال ١١: ٢٣، حديث ٣٠٤٦٨؛ و بنگريد به، مصنّف عبدالرزّاق ٢: ٤٣٣، حديث ٣٩٧٧؛ المحلّي (ابن حزم) ٣: ٣؛ التمهيد (ابن عبدالبر) ١٣: ٣٧.
[٥٨٦]. مصنّف عبدالرزّاق ١٠: ٢٩٨؛ و به نقل از آن در كنز العمّال ١١: ٢٣، حديث ٣٠٤٦٧.