منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٥٢
والله ، اگر دوست میداري ، در خانه نشينم و با اَحَدي سخن نگويم .[٥٠٤]
بسا اين مطلب به ذهن آيد كه اُبَي بن كعب به تحريف قرآن قائل بود ؛ زيرا قرائت وي بر خلاف قرائت امروزينِ ماست ، و عمر خواست قرائت او را اصلاح كند! ليكن حقيقت امر اين چنين نيست ؛ زيرا در صحيح بخاري در باب مناقب اُبَي بن كعب آمده است كه : پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم قرآن را بر او قرائت كرد .
از اَنَس بن مالك روايت شده كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به اُبَي گفت :
خدا مرا امر كرد كه بر تو قرائت كنم لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا ؛[٥٠٥] آنان كه كفر ورزيدند . . .
اُبَي پرسيد : خدا مرا به اسم ناميد؟
فرمود : آري .
اُبَي به گريه افتاد .[٥٠٦]
توضيحِ اَمثال اين نمونهها ما را از بحث خارج میسازد . مورد استشهاد اين بود كه علم عُمَر آن گونه كه بعضي آن را به تصوير كشيدهاند ، نمیباشد ؛ زيرا بيشتر اوقات او در بازار و بقيع بود و در كنار پيامبر نمیماند ، بلكه يك روز در ميان نزد آن حضرت میآمد و اين سخن از عُمَر است كه میگفت : «داد و ستد مرا به خود سرگرم ساخت» يا اُبَي به او گفت : «تو را تجارت به خود مشغول داشت» يا «تو در بقيع برگ درختِ سَلَم میفروختي» .
مقصود از اين سخن ، تحقير خليفه نيست ، بلكه بيان فضايي است كه عُمَر و مسلمانان در صدر اوّل اسلام میزيستند و از هالهای كه متأخّران براي آنان ترسيم
[٥٠٤]. كنز العمّال ٢: ٥٩٥، حديث ٤٨١٦ (به نقل از ابي داود).
[٥٠٥]. سوره بيّنه (٩٨) آیه ١.
[٥٠٦]. صحيح بخاري ٣: ١٣٨٥، حديث ٣٥٩٨ (و جلد ٤، ص١٨٩٦، حديث ٤٦٧٦)؛ صحيح مسلم ١: ٥٥٠، حديث ٧٩٩؛ سنن ترمذي ٥: ٦٦٥، حديث ٣٧٩٢؛ مسند احمد ٣: ١٣٠ (و جلد ٥، ص١٢٢).