منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٤٤
از محمّد بن عبدالله نقل شده كه وي مذاكره سعد بن اَبي وقّاص وضحّاكِ بن قيس[٨٧٤]را (سالي كه معاويه حج گزارد) درباره تمتّع به عُمْرَه براي حج ، شنيد .
ضحّاك گفت : اين كار را جز نادان نمیكند!
سعد گفت : بد حرفي را بر زبان آوردي .
ضحاك گفت : عُمَر از اين كار نهي كرد .
سعد گفت : رسول خدا آن را انجام داد و ما با او آن را انجام داديم .[٨٧٥]
در سنن دارمي آمده است كه سعد گفت :
عُمَر بهتر از من است ، و اين كار را پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم انجام داد كه بسي گران قدرتر از عُمَر میباشد .[٨٧٦]
ضحّاك در نهي از متعه حج ، از عثمان پيروي كرد و عثمان از عُمَر ؛ معاويه بر اين منع ، اصرار ورزيد ؛ زيرا ضروري میديد كه فقه مستقلي را بنيان نهد كه داراي ابعاد و چارچوب جداگانه باشد و از فقه علويان و گروهي از اصحاب پيامبر كه پيرو علويان بودند ، متمايز گردد .
فقه شيخين ، محوري بود كه میتوانست بر شالوده آن ، اين بناي بلند پايه ريزي شود .
معاويه با زيركي دريافت كه بايد باب نقل حديث را ببندد تا اجتهادات عُمَر و تصميمات او تقويت گردد و از اين رهگذر ، بتواند بناي ديگري را جايگزين سازد .
[٨٧٤]. ضحّاك بن قيس فَهْري قريشي، فرمانده سربازان ستم پيشه معاويه بود. وي هفت سال پيش از وفات پيامبر به دنيا آمد و به فرماندهي شُرطههای معاويه گماشته شد و همراه با او میجنگيد. بر مردم عراق و بر حاجيان شبيخون میزد و كالاهايشان را میستاند. متولي دفنِ معاويه گرديد و بعد از يزيد، با ابن زبير بيعت نمود و با مروان كارزار كرد و در جنگ «مرج راهط» سال ٦٤ هجري كشته شد.
[٨٧٥]. مسند احمد ١: ١٧٤، حديث ١٥٠٣؛ سنن ترمذي ٣: ١٨٥، حديث ٨٢٣ (وي میگويد: اين حديث صحيح است)؛ سنن نسائي ٥: ١٥٢، حديث ٢٧٣٤ (لفظ از اين مأخذ است).
[٨٧٦]. سنن دارمي ٢: ٥٥، حديث ١٨١٤.