منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٣
يكيتان از ديگري حرفش را بهتر میزند ؛ پس اگر در مرافعه مالي(بر أساس ادلّة ظاهری به نفع کسی) حكمي كردم و شخص میداند که مالِ برادر دينياش میباشد ، آن را نستاند! چراكه پارهای از آتش را برايش بُريدهام!
اين سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بدان معناست كه حاكم وظيفه دارد بر طبق ظاهر (و ادلهای كه هست) حكم كند ، نه باطن و واقع ـ هرچند واقع براي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به طور كامل نمايان بود ـ زيرا انبيا و پيامبران و اوصيا ، مأمورند كه به ظاهر حكم كنند مگر كساني كه خدا آنان را به حكمِ واقعي مكلّف ساخت ؛ مانند خضر ١ -
ميدانيم كه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در مدينه ، ميان مردم ـ بر اساس ادلّه و موازين ـ حكم میكرد . مقصود از اين كار ، بدون ترديد ، قانون گذاري بر طبقِ ظاهر ادلّه بود تا نواميس شريعت و قوانين بشري (كه سنّتِ آفرينش است) فرو نپاشد .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با اتصال به وحي و احاطه بر «لوح محفوظ» حكم شرع را میدانست ؛ زيرا ثابت است كه قرآن دو بار نازل شد : يك بار به طور كامل در شب قدر ، و بار ديگر به تدريج در وقايع و رخدادهاي مختلف .
آنچه از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم صادر میشد براساس آگاهيای بود كه از «لوح محفوظ» داشت ، هرچند براي بار دوم ، به صراحت ، آيهای در آنباره ، فرود نيامده بود .
وچنين است مسئله قبله و تمنّاي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم براي تحويل قبله سوي مسجد الحرام .
اگر اين كار ، به اجتهاد میبود ، بيدرنگ آن را انجام میداد و شش يا هفت ماه سوي مسجد الاقصي نماز نمیگزارد تا اين آيه نازل شود : قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ [٦٧٦] (ما مینگريم كه رو سوي آسمان میكني) [اين تمنّای پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ] براي انتظار وحي و تعبّد به امر آسماني بود ، نه آوردن حكمي از خود كه مخالف
[٦٧٦]. سوره بقره (٢) آیه ١٤٤.