منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٨
خدا سخت و شديد است .
در تفسير اين آيه ، زُبَير بن عَوّام میگويد : ما همراه رسولِ خدا بوديم و گمان نمیکردیم این آیه به ما اختصاص یابد .[٣١٦]
و نيز از اوست كه گفت : زماني اين آيه را میخوانديم و خود را از اهلِ اين آيه نمیديديم ، ناگهان دريافتيم كه مقصود از آن ماییم ![٣١٧]
سُدِّی میگويد : اين آيه ـ به طور خاص ـ درباره اهل بدر نازل شد . روز جنگ جمل به آنان خورد [و چون این فتنه بر ایشان سیطره یافت] کارزار کردند.[٣١٨]
از اموري كه مصلحت به شمار میرفت و عُمَر آن را در محضر پيامبر نماياند ، ماجرايي است كه هنگام وفات آن حضرت رخ داد . پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود :
استخوان شانه و دواتي برايم آوريد تا نوشتهای برايتان بنويسم كه پس از من هرگز گمراه نشويد! عُمَر گفت : اين مرد ، ياوه میگويد! كتاب خدا ما را بس است ![٣١٩]
نكته شايان توجه اينجاست كه : پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم دستور میدهد كه دوات و كتف بياورند تا چيزي بنويسد كه امتش ـ پس از او ـ گمراه نشوند ، ولی عُمَر با اين كار مخالفت میكند!
عكس همين امر ، هنگام مرگ ابوبكر رخ میدهد . وي که هنگام مرگش میخواست وصيّت كند ، سخناني بر زبان میآورد و بيهوش میشود ، عثمان اسم عُمَر را به عنوان خليفه وجانشين ابوبکر [به سخنانِ او] میافزايد و ابوبكر چون بهوش میآيد ، آنچه را عثمان نوشت امضا میكند ![٣٢٠]
تثبیت نام عُمَر را ـ در اینجا ـ یاوه نمیشمارند ، اما تدوین نوشتهای از سوی
[٣١٦]. تفسير ابن كثير ٢: ٣١١.
[٣١٧]. همان.
[٣١٨]. همان.
[٣١٩]. صحيح مسلم ٣: ١٢٥٩، حديث ١٦٣٧؛ مسند ابي عوانه ٣: ٤٧٨، حديث ٥٧٦٢.
[٣٢٠]. بنگرید به، تاريخ طبري ٢: ٣٥٣؛ مآثر الإنافة ١: ٤٩؛ المنتظم ٤: ١٢٦.