منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٢
مشورت با اَصحاب بدان جهت صورت میگرفت كه دلشان را به دست آورد و كار آزمودگي و تدبير را به آنان بياموزد و پس از مشورت ، به آنچه خدا در صلاح مسلمانان به او مینماياند ـ و مقصود خدا بود ـ عزم جزم میكرد) میگوييم :
اين ماجراها ، موضع گيريهایی در امور جنگ و موضوعات خارجياند و همانند اجتهادات عمر نمیباشند ، كه بيشترش در احكام شرعي است (و نه در موضوعاتِ خارجي) .
گذشته از اين ، اجتهاد پيامبر ـ بر فرض صحّت اين سخن ـ مساوي اجتهاد ديگران نمیباشد ، چراكه عقلِ پيامبر بالاترين عقل است و واقع را درك میكند و اجتهادش (بعد از آگاهي به مصالح و مفاسد و مقدّمات و نتايج) موافق با حكمِ واقعي خدا میباشد . اين اجتهاد كجا ، و اجتهاد ديگران كجا!
آري ، آنان با طرح اين نظريه ، میخواهند پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را با صحابه هم سطح سازند تا امر را بر آنها سرايت دهند و اختلاف موجود ميانِ اقوالشان را بردارند و به اين نتيجه برسند كه : سخنانِ آنها اجتهاداتي است مانند اجتهادات پيامبر!
بي گمان (چنان كه همه عالمان گواهاند) اجتهاد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم غير از اجتهاد صحابه است ؛ اگر بپذيريم كه آن حضرت مجتهد بود ، اين كار جز در موضوعاتِ خارجي و امور جنگي صورت نگرفت و معناي آن ، اجتهاد در احكام نيست .
در عمل به وظيفه ظاهري ، اجتهاد به معناي اصطلاحی و معروف آن مقصود نبود . اينكه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود :
إنّما أحْكُمُ بالظاهر! وإنّكم تَخْتَصِمُونَ إلَيَّ ، ولَعَلَّ أَحَدَكم أَلْحَنُ بِحُجَّتِهِ مِن بعض ؛ فَمَن قَضَيْتُ له بشيء مِن مال أخيه فلا يَأْخُذْهُ ، فإنّما أَقْطَعُ له قِطعةً مِن النار ؛[٦٧٥]
من به ظاهر حكم میكنم! شما به شكايت نزدم میآييد ، بسا
[٦٧٥]. بنگرید به، مسند احمد ٦: ٢٠٣؛ صحيح بخاري ٣: ١٦٢؛ صحيح مسلم ٥: ١٢٩؛ سنن ابن ماجه ٢: ٧٧٧.