منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٦٤
اختلاف میيابند و با هم میستيزند .
عمر او را سرزنش كرد و از پيش خود راند .
ابن عبّاس بازگشت .
بعد از اين ماجرا ، عُمَر آنچه را ابن عبّاس گفت ، دريافت . او را خواست و گفت : بسيار خوب ، سخنت را بازگوي .[٧٤٢]
اين حديث (و نظائر آن) قاعدهای را براي پاك سازي بسياري از متون و افكار موروثي سامان میدهد ، به ويژه در ارتباط با احاديث اختلاف ميان مسلمانان ، امري كه راه را پيش پژوهشگر ـ براي وارسي شرايط وفضای اين احاديث ـ میگشايد و سبب میشود كه از تسليم به آنها ـ علي رغمِ ضعفشان ـ بي هيچ احتياط و تنگنايي در دين ، بپرهيزد .
زيرا وارسي شرايط تشريع و آنچه كه به زمان صدور نص تعلّق دارد و شناخت پيشينه اين مسائل (و چگونگي پذيرش آنها به وسيله خلفا) به ما كمك میكند كه صحيح را از ناصحيح بيشتر تميز دهيم و حقايق تاريخي را ـ كه مسلمان در بناي ديدگاههای شرعياش در موضوع استفاده میكند ـ قويتر كشف كنيم .
اين گام ، ما را از كساني قرار میدهد كه به قول پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم تعبّد ورزيم كه فرمود :
رَحِمَ اللهُ عبداً سَمِعَ مَقالتي فَوَعاها وبَلَّغَها مَن لَمْ يَسْمَعْها ؛
خدا رحمت كند بندهای را كه سخنِ مرا بشنود و به ياد سپارد و آن را به كسي كه نشنيده برساند .
در اينجا دیدگاه ديگري هست كه مكتب اجتهاد آن را پذيرفته است . از عمر بن عبدالعزيز نقل شده است كه گفت :
دوست ندارم اصحاب رسول خدا اختلاف نظر نداشته باشند ؛ زيرا
[٧٤٢]. كنز العمّال ٢: ٣٣٣، حديث ٤١٦٧.