منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٥
احاديث استنباط شدهاند) الغا گردد .
خليفه چگونه اين را میگويد؟ آيا بر وي پوشيده ماند كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم در رابطه با آمادگي و تجهيز براي جنگها و نبردها به اخبار صحابيان عادل ، عمل میكرد؟!
مفهوم آيه «نبأ» و آيات ديگر دليلي است بر حجيّت خبر واحد و اينكه مسلمانان به خبر عادل عمل میكردند و هنگام خبر فاسق باز میايستادند .
سيره عقلايي بر پذيرش خبر عادل مورد اعتماد ، حكم میكند و مجرد احتمال اينکه دروغ گفته يا خطا نموده يا سهو کرده يا . . . با قانون عقلايی (بی اعتنايی به احتمالات موهوم) از بين میرود .
چگونه میتوان ميان باور ابن حَجَر (كه میگويد خدا از صحابه ، كذب و سهو و شك و فخر و . . . را نفي كرد) و شهادتِ ابوبکر جمع كرد ؛ زيراكه ابوبکر به بعضي از صحابه بدگمان است ـ اين احتمالات آنان را در بر میگيرد ـ و تا درجه كذب پيش میرود ، و پيداست كه به عقيده همان ابن حجر ، ابوبكر از حال صحابه آگاهتر است .
اگر از باب جَدَل ، بپذيريم كه صرف شك و احتمال ، خبر را ـ نزد شاك ـ از حجيّت میاندازد ، سقوط خبر را از حجيّت (نزد ديگراني كه در مرويات شك ندارند) نمیپذيريم .
از اين رو بايسته بود كه ابوبکر مرويات را نقل میكرد و درباره كساني كه به جهت عدم مطابقت اخبارشان با واقع (به هر سببي كه باشد) شك داشت ، به شك خويش اشاره میكرد ، و براي كسي كه خبر به او میرسيد ـ سازگار با آنچه دين بر او واجب میساخت ـ به آن خبر عمل میكرد يا از آن روي برمي تافت .
اين توجيه اگر پذيرفته شود ، موجب منع دیگران نمیشود ، ابوبکر با منع خود میخواست ـ به طور مطلق ـ صحابه را از نقل حديث باز دارد ؛ زيرا در روایتِ دوم میگويد : «فلا تُحدِّثوا عن رسول الله» ؛ از رسول خدا حديث مكنيد .
اگر تدوين جايز باشد ، معناي نهي چيست؟
و اگر اين سخن صحيح باشد كه پيامبر از