منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦١
ـ دستور داد بر خالد بن وليد بگريند ،[٢٩٤] و خودش بر مرگ نُعمان بن مُقْرِن (و جز او) گريست .[٢٩٥]
پيداست كه گريه بر مرده ، يك حالت فطري و طبيعي است كه بي اختيار ، براي صاحب عزا پيش میآيد و شرع مقدّس از آن نهي نكرد . آري ، دين اسلام از داد و فرياد و خراشيدنِ صورت و كندنِ مو و اموري مانند آن ، بازمیدارد .
در تاريخ آمده است كه عايشه بر مرگ ابراهيم (فرزند پيامبر) گريست ،[٢٩٦] و ابو هُرَيره بر عثمان و حَجّاج براي فرزندش گريه كرد[٢٩٧] ، و صُهَيْب در مرگ عمر اشك ريخت .[٢٩٨]
گفتهاند : عمر در اين كار از اهل كتاب پيروي كرد ؛ چراكه در تورات آمده است :
اي فرزند آدم ، شهوتِ ديدهات را به ضربهای میگيرم ، پس نوحه و گريه مكن و اشك مريز ، و بر مردگان شيون نكن ![٢٩٩]
ـ از عُمَر رسيده است كه بر پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم (آن گاه كه میخواست بر منافقي نماز گزارد) برآشفت و جامهاش را كشيد و گفت : آيا با اينكه (عبدالله بن اُبَي ابي سَلّول) منافق است بر او نماز میگزاري؟[٣٠٠] سپس عُمَر بر اين كارش پشيمان شد .
ديدگاههای عُمَر در اینها منحصر نمیشود ، بلكه فراتر از اینهاست :
عُمَر گرفتن فداء را از اُسراي بدر ، برنمیتافت و به حکم پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم تن نمیداد ،
[٢٩٤]. التراتيب الإدارية ٢: ٣٧٥؛ الإصابة ١: ٤١٥؛ صفوة الصفوة ١: ٦٥٥؛ اُسد الغابة ٢: ٩٦؛ حياة الصحابة ١: ٤٦٥؛ مصنّف عبدالرزّاق ٣: ٥٥٨؛ فتح الباري ٧: ٧٩؛ تاريخ الخلفا: ٨٨.
[٢٩٥]. الاستيعاب ٤: ١٥٠٥، حديث ٢٦٢٦، ترجمه نعمان بن مقرن؛ الرياض النضرة ٢: ٣٧٨.
[٢٩٦]. منحة المعبود ١: ١٥٩.
[٢٩٧]. طبقات ابن سعد ٣: ٨١؛ ربيع الابرار ٢: ٥٨٦.
[٢٩٨]. طبقات ابن سعد ٣: ٣٦٢؛ منحة المعبود ١: ١٥٩.
[٢٩٩]. حزقيال، الاصحاح ٢٤، فقره ١٦ ـ ١٨.
[٣٠٠]. صحيح بخاري ٤: ١٧١٦، حديث ٤٣٩٥.