منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٩٦
٢ - اُبَی بن كعب اَنصاری (م٢٢هـ)
ابو العاليه از اُبَي بن كعب روايت میكند كه وي نسخههای بزرگي در تفسير داشت .[٦٠١]
پيش از اين آگاه شديم كه رأي اُبي برخلاف نظر عُمَر بود ، و بر عدم برتری علمیِ عُمَر تصريح میكرد و منعِ او را از نقل حديث و قرائتِ قرآن ، نپسنديد .
٣ - مُعاذ بن جبل (م١٨هـ)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم مُعاذ را به يمن فرستاد و هم زمان نامهای درباره صدقات برايش نوشت كه در آن احاديثي بود .[٦٠٢]
نامه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به مُعاذ درباره صدقات ، نزد موسي بن طلحه بود[٦٠٣] و كتابهای مُعاذ پيش ابن عائذ[٦٠٤] .
اين نصوص ـ همگي با هم ـ بر تدوين معاذ و مُدوِّنات او و بقاي آنها دلالت میكند ، با آنكه خليفه احاديث را سوزاند و از تدوين منع كرد و تهديد نمود .
در صفحات پيشين ، موضع مُعاذ نسبت به عُمَر درباره قصاصِ مسلمان براي قتل ذمّي و رجم زني كه دو سال پس از غيبت شوهر فرزند زاييد ، بيان شد .
٤ - حُذيفة بن يمان (م٣٦هـ)
سخن حُذَيفه با عُمَر گذشت كه میگفت : وي ، حق را خوش ندارد و فتنه را میپسندد و به آنچه نديده شهادت میدهد و بي وضو نماز میگزارد و در زمين
[٦٠١]. التفسير والمفسّرون ١: ١١٥؛ الدراسات (اعظمي): ١٠٠.
[٦٠٢]. سيره ابن هشام ٤: ١٠١٠؛ حلية الأولياء ١: ٢٤٠؛ الأموال (ابي عبيد): ٢٧ و٣٧.
[٦٠٣]. مسند احمد ٥: ٢٢٨، حديث ٢٢٠٤١ (متن حديث از اين مأخذ است)؛ سنن دارقطني ٢: ٩٦، حديث ٨.
[٦٠٤]. دلائل التوثيق المبكّر: ٤١٨؛ المحدّث الفاضل: ٤٩٨.