منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٤
لَكارِهُونَ * يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَی الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَO؛[٣٠٤]
چنان كه پروردگارت ـ به حق ـ از خانه ات بيرون آورد ، در حالي كه ناخوشايندِ دستهای از مؤمنان بود . پس از روشن شدن حق ، با تو درباره آن مجادله میكنند ، گويا مینگرند كه سوي مرگ رانده میشوند!
و آن گاه كه خداي بزرگ خواست با ذکر عذر پيامبر ـ در اصرارش بر قتال و بي توجهياش به قافله و اصحاب آن ـ قانعشان سازد ، فرمود :
مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ؛[٣٠٥]
سزامند هيچ يك از انبياي الهي نيست كه [براي فديه ستاني از دشمن] اسير بگيرد مگر اينكه شمار زيادي از آنان را بكشد .
پيامبر شما ـ مانند ديگر انبياي الهي ـ اسير نگرفت مگر پس از كشتارِ شماري از دشمنان! و به همين جهت ، وقتي اسارت ابو سفيان و يارانش را از دست داد تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَاللهُ يُرِيدُ الآْخِرَةَ [٣٠٦] (شما متاع دنيا را میخواستيد و خدا آخرت را میخواست) باكي نداشت ؛ زيرا شوكت دشمنانش را از بين برد (و جنگاوران آنها را از پا درآورد) وَاللهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ [٣٠٧] (و خدا عزيز و حكيم است) و عزّت و حكمت در آن روز اقتضا میكرد كه شكوهِ دشمن فرو ريزد و آتش افروزياش خاموش گردد .
آن گاه خدا تهديد میكند كه : لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللهِ سَبَقَ [٣٠٨] اگر در علم اَزَلي
[٣٠٤]. سوره انفال (٨) آیه ٥ ـ ٦.
[٣٠٥]. سوره انفال (٨) آیه ٦٧.
[٣٠٦]. سوره انفال (٨) آیه ٦٧.
[٣٠٧]. ادامه آيه ٦٧ سوره انفال.
[٣٠٨]. سوره انفال (٨) آیه ٦٨. لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ.