منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧١
ابن قُتَيْبَه[٩٣] و ابن حَجَر[٩٤] و ديگران[٩٥] بر اين عقيدهاند كه نهي از نگارش حديث به جهت جهل صحابه به كتابت ، روي داد .
ليكن اين ديدگاه در برابر نقد و بررسي دوام نمیآورد و با اعتراضها و بر نتافتنهای چندي رو به روست .
محمّد عجاج خطيب در رَدّ آن مینويسد :
اين سخن را نمیتوان پذیرفت حدود سي و اَندي نويسنده ، كتابت وحي را براي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم عهده دار بودند ، و ديگراني به ديگر امور نوشتاري آن حضرت میپرداختند .
نمي توانيم اندك بودن نويسندگان و درست ننويسي آنان را باور كنيم . اين عموميت بخشي ابن قتيبه ، مستند نمیباشد .[٩٦]
در كتاب السنّة قبل التدوين آمده است :
نمیتوانيم سببهایی را بپذیریم كه نويسندگان ـ از سر عادت ـ براي توجيه عدم تدوين میآورند ، و نمیتوانيم به اين سخن آنان تن دهیم كه اندك بودن تدوين در عهد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ـ پيش از هر چيزي ـ به کمیابی نوشتافزار و كمي كاتبان و نوشتار نادرستشان ، بر ميگردد
[٩٣]. تأويل مختلف الحديث: ٢٨٧؛ و بنگريد به، توجيه النظر (جزائري): ١٠.
[٩٤]. هدي الساري: ٤؛ و بنگريد به، فتح الباري ٣: ٣٤٥.
[٩٥]. مانند ذهبي در سير اعلام النبلاء ١٨: ٥٤١؛ و در تذكرة الحفّاظ ٣: ١١٨٢، ترجمه ابو الوليد سليمان بن خلف باجي.
[٩٦]. اصول الحديث وعلومه ومصطلحه: ١٤٦.