منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٠٥
پيش از آنان ، به آن دست يازيدند .[٨٠٦]
دكتر محمّد سلاّم مدكور در مناهج الاجتهاد میگويد :
پيروزيهای پي در پي اسلامي ـ در عصر صحابه ـ رويارويي با مسائل جديدي را اقتضا میكرد كه بعضيشان از طبيعت سرزمينهای فتح شده برمي خاست و بعضي زاييده شرايط جنگ بود ، و اين مسائل ، آنان را سوي اجتهاد به رأي سوق داد ؛ زيرا نصوص ، معدود بودند و وقايع ، بی شمار ؛ افزون بر اين ، در آن زمان سنّت تدوين نشده بود .[٨٠٧]
و در سخن ديگري میآورد :
آن گاه كه صحابي در مواردی که قابليت فهم عقلی آنها هست ، از سر رأی و اجتهاد ، سخنی بگويد که در ميان صحابه در آن اختلاف باشد ، اين قول محلّ خلاف فقهاست ؛ بعضي بر اين باورند كه حجّت است ، هرچند بر خلاف قياس باشد ؛ و بعضي حجيّت آن را تنها در مورد آرای ابوبكر و عُمَر (نه غير آن دو) پذيرفتهاند .
شيعه و شافعي ـ در يكي از دو قولش ـ و احمد (در يكي از دو روايت از او) و كرخي ـ از حنفيان ـ به عدم حجيّت آن معتقدند ؛ و مالك و بعضي از حنفيان و شافعي (در قول ديگرش) و احمد (در روايتي از او) آن را حجّت و مُقدَّم بر قياس میدانند .
نظر آمُدي عدم حجيّتِ آن است . و غزالي ـ در المستصفي ـ در تعليل آن میگويد : حجّت نيست ؛ چون دليل و عصمت منتفي است و ميان صحابه در آن اختلاف هست و به جواز مخالفتشان تصريح دارند .
[٨٠٦]. اجتهاد الرسول: ٣٢١.
[٨٠٧]. مناهج الاجتهاد في الإسلام: ٧٧.