منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٠
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم از نمايندگان عبدالقَيْس پرسيد : كرامتِ برادرانتان و مهمان نوازي آنان را نسبت به خود چگونه يافتيد؟
پاسخ دادند : بهترين برادراناند ؛ بستر نرم برايمان گستراندند و خوراك پاكيزه به ما دادند و روز و شب كتاب پروردگارمان و سنّتِ پيامبرمان را به ما آموختند .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از اين سخن به شگفت آمد و از ما شادمان شد ، آن گاه به فرد فرد ما روي آورد و از آنچه آموختيم و ياد داديم میپرسيد .[٣٩]
از حُذَيْفَه روايت شده كه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود : «كساني از مردم را كه به اسلام لب میگشايند برايم بنويسيد» ما نام هزار و پانصد مرد را نوشتيم .[٤٠]
سيره نويسان نوشتهاند كه براي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم ٢٦ يا ٤٢ يا ٤٥ كاتب وحي وجود داشت[٤١] .
آن گاه كه اين تأكيد بر آموزش و آموختن و خواندن و نوشتن را به آنچه پيش از اين آورديم (كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به كتابت و تدوين دستور داد و صحابه در عصر آن حضرت و مدتي پس از او تا زماني كه ابوبكر از آن نهي كرد ، به اين كار دست يازيدند) ضميمه كنيم ، در میيابيم كه نسبت منع تدوين و نقل حديث به رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم مغالطهای است كه با هدفِ بدنام کردن اسلام صورت گرفت و بهانهای براي دشمنان اسلام شد كه بگويند مسلمانان با علم ، مخالفاند و تحديث از پيامبر و تدوين سنّت را نمیپسندند ؛ زيرا مینگريم كه آنان موضعشان را نقض میكنند و بعدها به تدوين سنّت میپردازند!
اگر تدوين جايز نبود ، چرا از آن بازداشتند؟ و اگر ممنوع بود ، چرا به تدوين آن دست يازيدند؟!
آري ، قول به منع كتابت و تدوين ، در تناقض است با روایاتی که از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم
[٣٩]. مسند احمد ٤: ٢٠٦.
[٤٠]. صحيح بخاري ٣: ١١١٤، حديث ٢٨٩٥.
[٤١]. بنگرید به، سيره حلبي ٣: ٤٢٢.