منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٥٥
آن حضرت خودداري ورزيد ، بر مخالفتِ [آن حضرت با] سيره ابوبكر و عمر و اجتهاد آن دو ـ در مقابل كتاب و سنّت ـ تأكيد دارد .
چراكه در ايمان حضرت علی علیهالسلام و فهم و فقه آن حضرت ، احدي شك نداشت . از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به تواتر رسيده بود كه امام علی علیهالسلام اَعلم و اَفقه صحابه است و در قضاوت سرآمدِ آنهاست ،[٧٢٩] و حق ، پیرامونِ او میچرخد .[٧٣٠]
اين موضع گيري «شورا» ظهور نشانههای دو نگرش را ـ آشكارا ـ مینماياند ؛ آنان علي (يا خليفه جديد) را به التزام و تمسُّك به مكتب اجتهاد و رأي فرا میخواندند ، و حضرت علی علیهالسلام و كساني كه بر سيره آن حضرت بودند ، مردم را سوي [مكتب] تعبّد محض (تمسّك به كتاب و سنّت) دعوت میكرد ، هرچند اين موضع گيرياش به از دست دادنِ خلافتِ فعلي بر مسلمانان بينجامد .
آرا و تأويلات
ابوبكر تصريح كرد كه در تفسير معناي «كلاله» بر رأي و تأويل اعتماد میكند (با اينكه قرآن حكم را در كلاله روشن میسازد) وي آن گاه كه از «كلاله» پرسيده شد ، گفت :
[٧٢٩]. إعلام النبوّه (ماوردي) ١: ١٧٤؛ الإحكام ٤: ٢٤٤؛ تفسير قرطبي ١٥: ١٦٢ و١٦٤؛ طبقات الحنفيّه: ٥٢٤؛ مقدّمه ابن خلدون: ١٩٧؛ كشف الخفا ١: ١٨٤.
[٧٣٠]. بنگرید به، المعتمد (ابو حسين بصري) ٢: ٣٦٨ ـ ٣٦٩ (در اين مأخذ آمده است كه پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: «اللهمّ أدرِ الحقَّ مع عليّ حيث ما دار»؛ پروردگارا، حق را با علي بگردان هركجا كه او دور میزند)؛ المستصفی (غزالي): ١٧٠؛ المحصول (رازي) ٦: ١٨١؛ العزّة المنيفه (غزنوي حنفي): ٥١؛ مجمع الزوائد ٧: ٢٣٥.
در «تاريخ بغداد ١٤: ٣٢٠» به اسناد از اُمّ سلمه آمده است كه گفت: شنيدم رسول خدا٠ میگفت: عليٌّ مع الحقّ والحقُّ مع علي، ولن يفترقا حتّی يَرِدا علَيَّ الحوضَ يوم القيامة؛ علی با حق است و حق با علی است، و اين دو از هم جدا نشوند تا روز قيامت، در حوض كوثر، بر من وارد شوند.