منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٢
چراكه معتقد بود حمزه بايد برادرش عبّاس را بكشد و علي برادرش عقيل را به قتل برساند و به همين ترتيب هر مسلماني که در ميانِ اسيران بدر خويشاوندي داشت ، میبايست او را به دست خويش بكشد تا اَحَدي از آنان باقي نَمانَد .[٣٠١]
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با اطاعت از وحي ـ كه با رحمت و حكمت همسو بود ـ از اين رأي روي برگرداند .
از آنجا كه بعضي از مكاتب فقهي و تاريخي را چاپلوسانِ دربار نوشتهاند (پس از آنكه اصول آن در زمانِ شيخين ترسيم شد) بعضي از مورّخان و محدِّثان از منزلتِ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم كاستهاند تا در مقابل بتوانند كارهاي ابوبكر و عُمَر را توجيه كنند . از اين رو ، اين سخن را مطرح میسازند كه آنچه را آن دو بر زبان آوردند تفسير آيهای است كه در اين واقعه نازل شد .
بر اساس پندار اينان ، اين آيه كه میفرمايد : مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ [٣٠٢] (شايستة هيچ پيامبري نيست كه ]براي فديه گرفتن از دشمنان[ اسيراني بگيرد مگر اينكه شمار زيادي از آنان را بكشد) در تهديد پيامبر و اصحابش فرود آمد كه ـ به گمان اينان ـ متاع دنيا را بر آخرت برگزيدند (اسير گرفتند و پيش از آنكه در زمين كشتار كنند ، از آنان فديه ستاندند) و ادعا نمودند که در آن روز ، جز عُمَر كسي ديگر از خطا مصون نماند .
ما نمیخواهيم درباره تفسير اين آيه سخن را به درازا كشيم ، از اين رو به آنچه سيّد شرف الدين گفته است بسنده میكنيم ، ايشان میگويد :
اين پنداري دروغ است كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اسير گرفت و پيش از كشتنِ شمار زيادي از كافران ، فديه ستاند . آن حضرت زماني به اين كار دست يازيد كه مهتران قريش و طاغوتهای قَدَرِ آنها را (مانند ابوجهل ، عُتْبَه ، شَيْبَه ، وليد ، حَنْظَلَه) از
[٣٠١]. صحيح مسلم ٣: ١٣٨٥، حديث ١٧٦٣؛ مسند أبي عوانه ٤: ٢٥٥، حديث ٦٦٩٢؛ سنن بيهقي ٦: ٣٢٠، حديث ١٢٦٢٢.
[٣٠٢]. سوره انفال (٨) آیه ٦٧.