منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٧٦
به ابو موسي میگويد : «والله ، بايد بر اين سخن بيّنه بياوري»[٥٦٠] يا «بر آن بيّنه بياور وگرنه تو را میزنم» .[٥٦١]
به اُبَي میگويد : «از آنچه گفتي دست بردار» او را میكشاند تا اينكه به مسجد درميآورد [٥٦٢]
به ابن مسعود میگويد : اين حديثها چيست كه از رسول خدا زياد بر زبان میآوريد ؟! [٥٦٣]
به ابو هُرَيره میگويد : حديث از پيامبر را رها كن! وگرنه تو را به سرزمين «دوس» ملحق میسازم .[٥٦٤]
تميم داري را با تازيانه میزند .[٥٦٥]
آري ، علماي اهل سنّت به عدم لزوم پيروي بعضي از صحابيان نخست از بعض ديگر قائل شدند[٥٦٦] تا براي عُمَر عذر بتراشند و برخورْد عمر را با آنان توجيه نمايند ، و از تأثيرِ مخالفتهای صحابه ـ در برابر عُمَر ـ جلوگيري كنند .
از نصوص پيشين به دست میآيد كه عدم لزوم پيروي از صحابه ، تنها شامل صحابياني است كه با عُمَر مخالفاند . امّا كساني كه با او موافقت داشتند ، هالهای
[٥٦٠]. بنگرید به، صحيح بخاري ٥: ٢٣٠٥، حديث ٥٨٩١.
[٥٦١]. تفصيل اين خبر در منابع ذيل آمده است: صحيح مسلم ٣: ١٦٩٤، حديث ١٢٠٣؛ سنن بيهقي ٨: ٣٣٩؛ الوقوف علي الموقوف (ابن حجر) ١: ١١٤، حديث ١٤٨.
[٥٦٢]. طبقات ابن سعد ٤: ٢١؛ تاريخ دمشق ٢٦: ٣٧١؛ الدرّ المنثور ٥: ٢٣١.
[٥٦٣]. المعجم الأوسط ٣: ٣٧٨، حديث ٣٤٤٩؛ مجمع الزوائد ١: ١٤٩؛ سير أعلام النبلاء ٧: ٢٠٦ (و جلد ١١، ص٥٥٥).
[٥٦٤]. اصول سرخسی ١: ٣٤١؛ المحدّث الفاصل ١: ٥٥٤؛ سير أعلام النبلاء ٢: ٦٠١؛ البداية والنهاية ٨: ١٠٦؛ و بنگرید به، تاريخ المدينة ٣: ٨٠٠.
[٥٦٥]. بغية الباحث عن زوائد مسند الحارث ١: ٣٢٨، حديث ٢١٤ (به نقل از كنز العمّال ٨: ٤٩، حديث ٢١٨١٠)؛ سير أعلام النبلاء ٢: ٢٤٨.
[٥٦٦]. بنگرید به، أثر الأدلّة المختلف فيها: ٣٣٩.