منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣١١
صحابه ، رَويه عُمَر را نمیپسنديدند .
و اين سخن ، مغاير است با آنچه بعضي شايع ساختهاند كه عُمَر ـ تنها ـ از نگارش حديث نهي كرد .
و از اينجا ، بر فهرستِ اسامي كساني كه مخالفِ آراي عمر بودند ، اشخاصِ زير افزوده میشود :
٢٥ . ابو درداء .
٢٦ . ابو مسعود انصاري .
٢٧ . عُقْبَة بن عامر .
ما نمیخواهيم ـ در اينجا ـ در اين نامها تفصيل دهيم . تنها اشاره میكنيم كه صحابيان زياي بودند كه فقهشان با فقه اهل بيت ، مُتَّحِد بود ؛ و شمار اينان آن گونه كه ابن حجر میپندارد ، به ١٣ نفر يا ٧ نفر (آن گونه كه موسي جار الله گمان میکند) منحصر نمیشود .
آرای ناسازگار (نظراتِ مختلف)
از ابن عبّاس درباره مردي سؤال شد كه درميگذرد و يك دختر و خواهرِ تَني ، بر جاي مینهد .
ابن عبّاس پاسخ داد : نصفِ ميراث به دختر میرسد ، و خواهرش ارث نمیبرد .
سائل گفت : عمر به غير اين قضاوت كرد!
ابن عبّاس گفت : شما بهتر میدانيد يا خدا؟!
سائل میگويد : مقصودش را نفهميدم تا اينكه از ابن طاووس [يماني] پرسيدم و سخن ابن عبّاس را برايش گفتم .
او گفت : پدرم به من خبر داد كه شنيد ابن عبّاس میگفت : خداي بزرگ میفرمايد : P إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَها