منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢٤
میيافت ، عاملی که خود زير چتر منعی گسترده ، برای هدفی وسيعتر و گستردهتر و پردامنهتر قرار گرفت .
چكيده سخن
آنچه را خطيب بغدادي (م ٤٦٣ ق) در تقييد العلم میآوَرَد ، نمیتواند دليل تام و كاملي بر اين نظريه باشد ؛ زيرا واژه «اَهل بيت» در روايتِ قاسم بن سلاّم (م ٢٢٤ ق) وجود ندارد . افزون بر اين ، اشكالاتي بر اين ديدگاه وارد است .
منع از تدوين و نقل حديث تنها به اين تعليل منحصر نمیباشد تا سبب اساسي در اين ماجرا ، انتشار نيافتن فضائل خاندان پيامبر و نابود سازي آنها عنوان گردد .
ابن مسعود و روايات منع
رواياتي كه درباره منع از تدوين ـ در تقييد العلم ـ از ابن مسعود وارد شده است به آنچه از صحيفه علقمه آوردهاند منحصر نمیشود ، بلكه دستهای از احاديث است كه مجموع آنها به هفت روايت میرسد :
١ - به اسناد از ابن فُضَيل ، از حُصَين بن عبدالرَّحمان بن مُرَّة نقل شده است كه گفت :
ما نزد عبدالله (بن مسعود) بوديم كه ابن قُرَّه كتابي را آورد و گفت : «اين كتاب را در شام يافتم ، مطالب آن شگفت زدهام ساخت ، آن را برايت آوردم» .
عبدالله در آن نگريست ، سپس گفت : «پيشينيان شما به پيرويشان از كتابهای ديگر و ترك كتاب خودشان ، هلاك شدند!» .
آنگاه تشت آبي خواست و مطالب كتاب را در آب شست و پس از آن ، نابودش كرد .[٢١٧]
٢ - به اسناد از عبدالرَّحمان بن اَسود ، از پدرش روايت شده كه گفت :
من و علقمه به جزوهای دست يافتيم و با آن پيش عبدالله روانه شديم و درِ خانهاش نشستيم . خورشيد غروب كرد (يا نزديك بود غروب كند) كه وي از خواب
[٢١٧]. تقييد العلم: ٥٣؛ مضمون اين حديث در سنن دارمي ١: ١٣٤، حديث ٤٧٧ آمده است.