منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٠٩
عمر با اين سخنِ من ، راحت (و آسوده خاطر) شد .[٤٢٦]
١٠ - علی بن ابی طالب ١
از ابن عبّاس نقل شده است كه گفت :
نزد عمر زن ديوانهای را آوردند كه زنا داده بود . عُمَر درباره آن زن با مردم مشورت كرد و دستور داد او را سنگسار كنند .
علي (رضی الله عنه) بر آن زن گذشت ، پرسید : اين زن چه كار كرده است؟
گفتند : زن ديوانهای از فلان خاندان است كه زنا داده است و به دستور عُمَر باید سنگسار شود!
فرمود : برش گردانيد! سپس نزد عمر رفت و گفت : مگر نمیداني كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود :
رُفِعَ القَلَمُ عن ثَلاث : عَنِ الصَّبيّ حَتّى يَبْلُغَ ، وَالنّائمِ حَتّى يَسْتَيْقِظَ ، وَالمَعْتُوه حتّى يَبْرَأَ ؛
قلم تكليف را از سه کس برداشتند : از كودك تا بالغ شود ، از شخصِ خواب تا بيدار گردد ، از بیهوش تا بهبود يابد .
اين زن غش میكند ، شايد كسي در حال غش و بيهوشي ، با او عمل جنسی انجام داده است! رهايش كن!
عمر (با شنيدن اين سخن) تكبير گفت .[٤٢٧]
زني را نزد عمر آوردند كه دل بسته جواني از انصار شده بود و به او عشـق میورزيد . چون جوان به خواسته او تن نداد ، دست به حيله زد ، تخم
[٤٢٦]. مصنّف عبدالرزّاق ٧: ٣٥٢، حديث ١٣٤٤٩؛ الدرّ المنثور ٧: ٤٤٢؛ فتح القدير ٥: ١٩.
[٤٢٧]. سنن ابي داود ٤: ١٤٠، حديث ٤٤٠٢ و ٤٣٩٩؛ مستدرك حاکم ٢: ٦٨، حديث ٢٣٥١؛ سنن بيهقي ٤: ٢٦٩ (و جلد ٨، ص٢٦٤)؛ سنن دارقطني ٣: ١٣٨، حديث ١٧٣؛ سنن نسائي ٤: ٣٢٤، حديث ٧٣٤٧.