منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٨
آنان گوش دهد و در راستاي يكدست سازي رواياتِ پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آنچه را صحيح است تثبيت كند و موارد مشكوك را حذف سازد .[٤٩]
اين كار ، امر آساني بود ؛ زيرا صحابه هنوز به نقاط مختلف براي جنگ و فتح مرزها نرفته بودند (چنان كه در زمان عُمَر اين پراكندگي رخ داد) و زمان درازي از رحلت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نمیگذشت . و اين ، معنايش اندك بودن فراموشي و ندرت خطا و وجود يک فرصت طلايي براي يكدست سازي نقلها ـ به آسان ترين راه ـ بود ؛ به ويژه آنكه امكان شناسايي حال راوي از نزديك (بيتعدّد واسطه در نقل) وجود داشت ، چراكه بيشتر صحابه در مدينه زنده بودند .
سوم : منع از نقل حديث ـ با گذشت زمان ـ احكام ناشناخته را نزد مسلمانان دو چندان میساخت ؛ چرا که آنان مجبور بودند مجهولات را از مسلّمات و رواياتِ عام ، دريافت كنند و با منع از نقل حديث ، وجوه استنباط و نگرشها مختلف میشد ، در حالي كه اگر تحديث استوار ميماند وتدوين جريان میيافت ، همه اين اختلافات از بین میرفت .
توجّه ابوبکر به اين نكته كه «الناسُ بعدَكم أشدُّ اختلافاً» (مردمانِ بعد از شما اختلافشان شديدتر است) بر او لازم مینمود كه مردم را در احكام شرعي ، نادان و سرگردان رها نسازد يا نگذارد آنان در اختلافي فاجعه آميز و تلختر ـ به دليلِ حالتِ چند صدايي وتعدُّدِ نظرات شخصي استنباط گران ـ نگون سار شوند .
اين منع ، باعث شد كه از ابوبكر جز ١٤٢ روايت نقل نگردد (چنان كه ابن حزم گفته است) .[٥٠]
[٤٩]. اين سخن، بنا بر بدترين فرض هاست وگرنه حذفِ حديث ـ حتّي آنچه مشكوك به نظر میرسد ـ جايز نيست، زيرا احتمال صدور آن از پيامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم هست؛ و اين، همان چيزي است كه باعث شد محدّثان سنّي و شيعه ـ در آثار حديثيشان ـ حتّي احاديث ضعيف را از ياد نبرند.
[٥٠]. بنگرید به، كتاب «أسماء الصحابة».