منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٦٢
نجات است و ديگران در دوزخاند .
و چرا تا اين حد اختلاف در احكام ـ ميان مسلمانان ـ هست ، در حالي كه كتاب و پيامبرشان يكي است؟
يكي «دست باز» و ديگري «دست بسته» نماز میخواند ، يكي ميان پاهايش فاصله میاندازد و ديگري آن دو را به هم میچسباند ، يكي دستش را بالاي ناف میگذارد و ديگري در زير آن ، يكي بسمله را به جهر میگويد و ديگري به اخفات ، يكي بعد از سوره حمد «آمين» میگويد و ديگري نه .
شگفت اينجاست كه همه ، افعالشان را ـ با وجود تضاد آشكار ـ به رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم منسوب میسازند!
آيا همه اینها را رسول خدا گفت و انجام داد و اين نسبت (چنان كه میگويند) صحيح است؟! يا اينكه پيامبر در همه اين حالات ، فعلِ واحدي داشت؟ اگر چنين باشد ،اين اختلافات انكارناپذير از كجا آمد؟
آيا در شريعتِ خدا مكلّفيم كه بر يك رأي بايستيم يا به اختلاف امر شدهايم؟
هنگامي كه اختلاف به «رحمت» توجيه شود ، آيا عكسِ سخنِ پيامبر از آن لازم نمیآيد كه همه فرقهها ناجياند و يك فرقه در دوزخ است؟!
چرا دو نگرش در شريعت بروز يافت؟ يكي به چند رأيي فرا میخوانَد و ديگري منادي وحدت است؟
اگر متعدد بودن و اختلاف ، مطلوب شارع بود ، چرا پيامبر اهل نجات را به يك فرقه از هفتاد و سه فرقه منحصر ساخت و ديگران را اهل دوزخ دانست؟
و اگر وحدت (و امّت يگانه) مطلوب شارع بود ، چرا متعدّد بودن ، صحيح انگاشته میشود و التزام به آن هست؟!
آيا آنچه درباره اختلاف امّت گفتهاند ـ به اعتبارِ رحمت بودنِ آن ـ درست است؟ پس معناي تأكيد خدا بر «وحدت كلمه» چيست؟ آيا خدا ما را به وحدت