منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٤٢
بني اسرائيل كتابي را نوشتند و از آن پيروي كردند و تورات را واگذاشتند .[٧٠٩]
ملاحظه میشود كه تعليل در همه اين نصوص مشترك (و يك چيز) میباشد و نهي منحصر است در همانندي با بني اسرائيل كه كتابهای علماشان را پيروي كردند و تورات را واگذاشتند .
عين همين سخن را عُمَر بر زبان میآورد!
و همين تعليل را ، به امام علی علیهالسلام و ابن عبّاس نسبت دادهاند .
اینها تأكيدي است بر اينكه : در آن دوران ، گرايشي وجود داشت كه رأي عمر را میگرفت و استوار میساخت .
ما در بحثهای پيشين ، تعليل عمر را آورديم و نارسايي و ضعف آن را اثبات كرديم .
بنابراين ، ميان احاديث اِذن بر تدوين و نهي از آن ، تعارضي وجود ندارد تا به موازنه ميان آنها بپردازيم ،[٧١٠] هرچند در سخن آنان [قرائن و شواهدي بر] اثبات نگرش ماست ؛ زيرا قول آنها ـ به فرض صحيح باشد ـ اين است كه : تدوين براي صحابيان بزرگ و تيزهوش تشريع شد و منع از تدوين براي عموم آنان .
فعل عمر و تعامل وي با بزرگان صحابه ـ در قضيه تدوين و غير آن ـ بر خلافِ اين سخن است ؛ چراكه عمر دستور داد كه همه صحابه ، نوشتههایشان را بياورند و هيچ كس را استثنا نكرد ، و نشنيده و نخواندهايم كه وي نوشته يكي از بزرگانِ
[٧٠٩]. سنن دارمی ١: ١٣٥، حديث ٤٨٠؛ المعجم الأوسط ٩: ٣٥٨ ـ ٣٥٩، حديث ٥٥٤٨؛ تقييد العلم: ٥٦.
[٧١٠]. چنان كه دكتر صبحي صالح در «علوم الحديث: ١١» انجام داده است، و دكتر عجاج خطيب در «السنّة قبل التدوين: ٣٠٦ ـ ٣٠٩ و٣١٦»؛ و سيّد محمّد رضا جلالي در «تدوين السنّة الشريفه: ٣٠٢ ـ ٣١٤» و ديگران.