منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨٣
براي اينكه گستره اين دو خط مشي (تعبّد محض و اجتهاد) بيشتر روشن شود ، به ذكر بعضي از متون میپردازيم .
ابن سعد در طبقات از عبدالله بن علا ، نقل میكند كه گفت :
از قاسم ـ كه بر من حديث املا میكرد ـ پرسيدم ، گفت : در زمان عُمَر احاديث زياد شد ، به مردم اعلام كرد كه احاديثشان را نزد او بياورند! چون آوردند دستور داد آنها را بسوزانند ، وسپس گفت : «مثناة كمثناة[٥٦٩] أهل الكتاب» ؛ اینها نوشتههایی است ، مانند ميشناي[٥٧٠] يهود و نصارا .[٥٧١]
در برابر اين رويدادها در ذهن خواننده پرسشهایی پديد میآيد كه پاسخهای دقيق و قانع كننده میطلبد :
ـ چرا احاديث در دورانِ خلافتِ عمر ـ به ويژه ـ فزوني يافت؟ اين پديده بر چه چيزي دلالت میكند؟
ـ چرا عمر دستور داد احاديث را بسوزانند؟ و آنها را با آب از بين نَبُرد يا در زمين دفن نكرد؟
ـ چرا عمر ـ بي تحقيق و وارسي ـ در اين كار شتاب ورزيد؟
[٥٦٩]. چنانچه بعضي از نويسندگان يادآور شدهاند، ضبط صحيح چنين است: مشناه كمشنات(م).
[٥٧٠]. «ميشنا» و «گمارا» مجموعههايياند كه در شرح كتابِ مقدس فراهم آمد و مجموعه آنها «تلمود» ناميده میشود (م) .
[٥٧١]. طبقات ابن سعد ٥: ١٨٨؛ سير أعلام النبلاء ٥: ٥٩.