منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٥٢
حقيقت رسيده ، اگر به صواب رفته باشد ، ترسد كه راه خطا پيموده ، و اگر به خطا رفته ، اميد دارد آنچه گفته صواب بوده ، ناداني است كه راه جهالت را پويد ، كوري است كه در تاريكي گمشده خود جويد ، آنچه گويد نه از روي قطع و يقين گويد .
به گفتن روايتها پردازد ، و چنان كه كاه بر باد دهند آن را زير و رو سازد . به خدا سوگند ، نه راه صدور حكم را دانسته است ، و نه منصبي را كه به عهده اوست ، شايسته است .
آنچه را خود نپذيرد علم به حساب نيارد ، و جز مذهب خويش مذهبي را حق نشمارد ، اگر حكمي را نداند آن را بپوشاند تا نادانياش نهفته بماند .
خون بيگناهان از حكمِ ستم كارانه او در خروش است ، و فرياد ميراث بر باد رفتگان همه جا در گوش .
گله خود را با خدا میگويم از مردمي كه عمر خود را به ناداني به سر میبرند ، و با گمراهي رخت از اين جهان به دَر میبرند .[٧٢٦]
و سخن آن حضرت كه فرمود :
إنّما بَدْءُ وقوعِ الفِتَنِ أهواءٌ تُتَّبَعُ ، وأَحكامٌ تُبْتَدَعُ ، يُخالَف فيها كتابُ الله ، وَيَتَوَلَّی عليها رجالٌ رجالاً علی غير دينِ الله .
فَلَو أَنَّ الباطلَ خَلَصَ مِن مِزاجِ الحقّ لم يَخْفَ عَلَی المُرتادين ، ولو أنّ الحقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الباطل انْقَطَعَتْ عنه أَلْسُنُ المعاندين ، ولكن يُؤخَذْ مِن هذا ضِغْثٌ ومِن هذا ضِغْثٌ فيُمزَجان ، فهنالك يَسْتَوْلي الشيطانُ عَلَی أوليائه ويَنْجُو الّذينَ سَبَقَت لَهُم مِنَ الله الحُسنی ؛
همانا آغاز پيدايش فتنه ها ، پيروي خواهشهای نفساني است و نوآوري در حكمهای آسماني . نوآوريهایی كه كتاب خدا آن را
[٧٢٦]. نهج البلاغه (شهيدي)، خطبه ١٧؛ شرح نهج البلاغه ١: ٢٨٣.