منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٤١
را رهاكردند تا اينكه كهنه شد و فرائض و احكام آنها از بين رفت .[٧٠٥]
از ابي نَضْرَه روايت شده است كه گفت :
به ابو سعيد خُدري گفتم : آيا برايمان حديث مینويسي؟!
گفت : هرگز نخواهم نوشت ، ليكن از ما حديث فرا گيريد چنان كه ما از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرا گرفتيم .[٧٠٦]
و نيز از وي روايت شده كه گفت :
به ابو سعيد خُدري گفتم : آيا آنچه از تو میشنويم ننويسيم؟
گفت : آيا میخواهيد مُصْحَفهایی بسازيد؟! پيامبرتان برايمان حديث میكرد و ما به خاطر میسپرديم .[٧٠٧]
و همچنين میگويد :
به ابو سعيد خُدري گفتم : تو حديث شگفتي را از رسول خدا برايمان باز گفتي! ميترسيم كه در آن زياد و كم كنيم! [اجازه ده آن را بنگاريم] .
گفت : میخواهيد آن را قرآني [برای خود[ قرار دهيد؟! نه ]اجازه نمیدهم] از ما حديث بگيريد آن گونه كه ما از رسول خدا گرفتيم .[٧٠٨]
از ابو موسي اشعري نقل شده كه گفت :
[٧٠٥]. شرح نهج البلاغه ١٢: ١٠٢؛ تقييد العلم: ٥٦.
[٧٠٦]. تقييد العلم: ٣٧.
[٧٠٧]. همان.
[٧٠٨]. تقييد العلم: ٣٨؛ و بنگريد به، مستدرك حاکم ٣: ٦٥١، حديث ٦٣٩٣.